{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این شبها .....

این شبها .....
پیراهن خیال مرا مکش از پشت ...
که برمیگردم ....
وبیخیال عزیزهای مصر و یعقوب های چشم براه ....
چنان به خود میفشارمت ...
که هفتادو هفت سال تمام ....
باران ببارد و گندم درو کنیم ....
دیدگاه ها (۳)

لیوان چای روی میز در انتظار یک بوسه هست....نه تو میایی ...نه...

گاهی برای دلتنگیم. دلم تنگ میشود.وآنگ...

قاصدک قاصدک ! پیکر ریخته ام را تا کجا می بریروی این ویرانه ه...

به تو سوگندوبه نذر گل سرخوبه پروانهکه در عشق فنا می گرددزندگ...

یوسف پیامبر

یوسف پیامبر

یوسف پیامبر

یوسف پیامبر

دلم لحظه ای درنگ میخواهد ایستادن میخواهد دمی نفس کشیدن میخوا...

From Hatred to My Love

سناریو تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط