ویو ات

𝓗𝓪𝓻𝓭-𝓮𝓪𝓻𝓷𝓮𝓭 𝓵𝓸𝓿𝓮
𝓟𝓪𝓻𝓽 𝟏𝟒




ویو ا/ت
باورم نمی‌شد… اون کای بود! همون پسرعمو و دست راست هان که اون شب منو برد خونه‌ی هان… اما اینجا تو عمارت کوک چیکار می‌کرد؟!



قبل اینکه چیزی بگم، کمرمو ول کرد، گردنمو گرفت و چسبوند به دیوار.



– کای: فک کردی می‌زارم تو و اون دوس پسر عوضیت فرار کنین؟ هر جفت‌تونو زنده‌زنده خاک می‌کنم!


زبونم بند اومد، داشتم خفه می‌شدم… دستشو می‌زدم تا شاید ولم کنه… اما ولش نمی‌کرد… که یهو یه ضربه‌ی وحشیانه خورد و به عقب پرت شد…



---



ویو کای
بعد از مرگ پسرعمو که مثل برادرم بود، جایگاهش رو من گرفتم… امشب هم تو عمارت جناب جئون مهمونی بود.
رفتم طبقه بالا یه گشتی بزنم که یهو ا/ت رو دیدم، خونم به جوش اومد… داشت از پله‌ها می‌افتاد، گرفتمش، بعد ولش کردم و گلوشو چسبوندم به دیوار…



اون داشت التماس می‌کرد ولش کنم، اما من باید انتقام برادرم رو می‌گرفتم… جفتشونو می‌کشتم… که یهو خودم به عقب پرت شدم.



– جونگ کوک (عربده): داری چه غلطی می‌کنییی؟!
– کای: مم… م… من…



– جونگ کوک: انقد من من نکن! تو چی عوضی داشتی اینجا چیکار می‌کردی؟



چشماش برق عصبانیت می‌زد، دستشو روی گلوش گذاشته بود و نگاهشون می‌کرد.



– کای: داشتم انتقام برادرم رو می‌گرفتم…


– ا/ت (با ترس و بغض): انتقام برادرتو از من می‌گرفتی؟



– کای: ا/ت با…



ادامه دارد...
دیدگاه ها (۳)

𝓗𝓪𝓻𝓭-𝓮𝓪𝓻𝓷𝓮𝓭 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓟𝓪𝓻𝓽 𝟏𝟓 ا/تبغضش می‌ترکید و گریه می‌کرد:– ا/...

𝓗𝓪𝓻𝓭-𝓮𝓪𝓻𝓷𝓮𝓭 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓟𝓪𝓻𝓽 𝟏𝟔ویو ا/تپریدم پایین از اون ارتفاع، قلب...

گایز بگید کدومم؟

𝓗𝓪𝓻𝓭-𝓮𝓪𝓻𝓷𝓮𝓭 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓟𝓪𝓻𝓽 𝟏𝟒اون کی بود به نظرتون؟یه چیز بگم؟نه ت...

عشق غیر ممکن Part 4ویو کوک. با شنیدن حرف ا*ت قلبم به تپش افت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط