{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردي مرده بود و او را غسل

مردي مرده بود و او را غسل
داده و کفن کرده بودند و روي تخت
غسالخانه گذاشته بودند تا تابوت
بياورند و تشييعش کنند.
زنش را ديدند که بادبزني به دست
گرفته و کفن او را که از آب غسل
مرطوب شده بود، باد مي زند!
گفتند: عجب زن با مهر و محبتي که
حتي بعد از مرگ شوهرش به فکر آسايش
اوست.
نزديک رفتند و گفتند: اي زن، مرده
را خيسي و خشکي و سردي و گرمي تفاوت
نمي کند. خودت را به رنج مينداز.
زن گفت: آخر شوهرم وصيت کرده که تا
کفنش خشک نشده شوهر نکنم!
دیدگاه ها (۱)

مردی مرده بود و او را غسل داده و کفن کرده بودندو روی تخت غسا...

زن با محبتمردی مرده بود و او را غسل داده و کفن کرده بودند و ...

روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پول...

روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پول...

روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال‌اندوزی کرده بود و پول...

روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پول...

وصیت نامه مرد خسیس !روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال ا...

مروزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پو...

روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پول...

روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط