{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادرگفت : نرو،بمان!

مادرگفت : نرو،بمان!
دلم میخواهد پسرم عصای دستم باشد.
گفت:هرچه تو بگویے فقط یڪ سوال!
میخواهی پسرت عصای این دنیایت باشد یا آن دنیا؟
مادرش چیزی نگفت و با اشڪ بدرقه اش ڪرد.
#شهید_عبد_الرضا_مجیری
دیدگاه ها (۱)

#رهبرم

💠 امام خامنه ای:✅ یکی از ابزارهای توسل وتقرب به پروردگار، تو...

جامانده زخوبان شده ام!گریه ندارد؟مجنون وپریشان شده ام!گریه ن...

💠 امام خامنه ای:✅ مادران شهدا از لحاظ قوت و قدرت حقیقتا بی ن...

لجباز خجالتی

نمیتوانم بتوتکیه کنم نویسنده مرتضی متقیان

پارت اول رمان عشق یا نفرت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط