مشخصات فیک استاد چشم بادومی من
مـشـخـصـات فـیـک اســتـاد چــشــم بـادومــی مــــن
[ My almond-eyed master ]
------------------------------------------------------------
لـی یـوجـونـگ : دختری اروم با ذهنی شلوغ . ۱۹ ساله و داخل بهترین دانشگاه سئول درس میخواند . او تا ۱۹ سالگی با خانواده اش زندگی میکرد و ۱۹ سالگی از آنها جدا شد . دختری خوشگل ، خوشتیپ ، با ادب ، قد بلند و درسخون . وضعیت مالی مسائدی دارد. داخل یک کافه بنام { کـافـه مـون _ Moon } کار میکنه تا بتونه خرج زندگی شو در بیاره .
رشته تحصیلی : معماری
------------------------------------------------------------
کـیـم تـهیـونـگ : پسری که در ظاهر حالش خوب دیده میشود ولی در باطن حالش بسیار بد است . جذاب ، خوشتیپ ، قد بلند ، استاد دانشگاه و دارای یک رستوران بنام ( رسـتـوران خـورشـیـد ) . وضعیت مالی خوب و خانواده ای بد دارد . از بچگی با مقایسه توسط پدر و مادر بزرگ شد و ۱۹ سالگی از خانه ی خود فرار کرد .
سن تهیونگ : ۲۶
رشته ی تحصیلی : معماری
------------------------------------------------------------
جـئـون جـونـگـکـوک : پسری پولدار اما دارای خانواده بد . از بچگی با فقر و نداری ،
کتک پدر و مادر و دوست داشته نشدن بزرگ میشه و در سن ۱۹ سالگی همراه تهیونگ پا به فرار میزاره . پسری دارای قلبی پاک .
سن : ۲۶
شغل : مدیر رستوران خورشید و استاد ریاضی
رشته ی تحصیلی : معماری
------------------------------------------------------------
مـنـگ سـه نــا : دختری که با عشق و محبت بزرگ شد ، ولی از دستشون داد . پدر و مادر او در ۱۳ سالگی او فوت کردند . دوست خیلی صمیمی یوجونگ
سن : ۱۹
رشته ی تحصیلی : وکالت
شغل : کار به همراه یوجونگ در کافه مون
------------------------------------------------------------
خلاصه ::
کیم تهیونگ در یک روز بارونی وارد کلاس شد . وقتی با بچه ها احوال پرسی کرد ناگهان کسی در زد . او لی یوجونگ بود . استاد وقتی چشمش به یوجونگ افتاد ناگهان قلبش درد گرفت . او عاشق او شد . ولی در این قصه راه های پست و هموار زیاده . پس به راحتی بهمدیگر نمیرسند
تعداد پارت؟؟ ۱۰ به بالا
ژانر ؟؟؟ درام ، غمگین ، عاشقانه ، کمدی
[ My almond-eyed master ]
------------------------------------------------------------
لـی یـوجـونـگ : دختری اروم با ذهنی شلوغ . ۱۹ ساله و داخل بهترین دانشگاه سئول درس میخواند . او تا ۱۹ سالگی با خانواده اش زندگی میکرد و ۱۹ سالگی از آنها جدا شد . دختری خوشگل ، خوشتیپ ، با ادب ، قد بلند و درسخون . وضعیت مالی مسائدی دارد. داخل یک کافه بنام { کـافـه مـون _ Moon } کار میکنه تا بتونه خرج زندگی شو در بیاره .
رشته تحصیلی : معماری
------------------------------------------------------------
کـیـم تـهیـونـگ : پسری که در ظاهر حالش خوب دیده میشود ولی در باطن حالش بسیار بد است . جذاب ، خوشتیپ ، قد بلند ، استاد دانشگاه و دارای یک رستوران بنام ( رسـتـوران خـورشـیـد ) . وضعیت مالی خوب و خانواده ای بد دارد . از بچگی با مقایسه توسط پدر و مادر بزرگ شد و ۱۹ سالگی از خانه ی خود فرار کرد .
سن تهیونگ : ۲۶
رشته ی تحصیلی : معماری
------------------------------------------------------------
جـئـون جـونـگـکـوک : پسری پولدار اما دارای خانواده بد . از بچگی با فقر و نداری ،
کتک پدر و مادر و دوست داشته نشدن بزرگ میشه و در سن ۱۹ سالگی همراه تهیونگ پا به فرار میزاره . پسری دارای قلبی پاک .
سن : ۲۶
شغل : مدیر رستوران خورشید و استاد ریاضی
رشته ی تحصیلی : معماری
------------------------------------------------------------
مـنـگ سـه نــا : دختری که با عشق و محبت بزرگ شد ، ولی از دستشون داد . پدر و مادر او در ۱۳ سالگی او فوت کردند . دوست خیلی صمیمی یوجونگ
سن : ۱۹
رشته ی تحصیلی : وکالت
شغل : کار به همراه یوجونگ در کافه مون
------------------------------------------------------------
خلاصه ::
کیم تهیونگ در یک روز بارونی وارد کلاس شد . وقتی با بچه ها احوال پرسی کرد ناگهان کسی در زد . او لی یوجونگ بود . استاد وقتی چشمش به یوجونگ افتاد ناگهان قلبش درد گرفت . او عاشق او شد . ولی در این قصه راه های پست و هموار زیاده . پس به راحتی بهمدیگر نمیرسند
تعداد پارت؟؟ ۱۰ به بالا
ژانر ؟؟؟ درام ، غمگین ، عاشقانه ، کمدی
- ۱.۰k
- ۰۴ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط