{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل گل می خندی و از دور سوسو می کنی

مثل گل می خندی و از دور سوسو می کنی
ساحری و دم به دم با عشوه جادو می کنی

روزها از عاشقانت چهره پنهان می کنی
هرچه زیبایی تو داری، نیمه شب رو می کنی

مثل قمری می پری بر شاخه ای و ناگهان
تا ز چشمت می شوم پنهان تو کوکو می کنی

تا که از این عاشق شیدا تو می رنجی گلم
تا که آزارم دهی هی چهره اخمو می کنی

پلک می بندی و من در چشم تو گم می شوم
چشمهایت را تو زیباتر ز آهو می کنی

گرنفهمم رمز و راز عاشقی را لحظه ای
هی تو تفهیم غزل با چشم و ابرو می کنی

تا مرا آشفته ات سازی بدون کشمکش
چون پریشان خاطرم آشفته گیسو می کنی

گر بدانی من ز راه دور می آیم پی ات
صحن دل را با دو چشمت آب و جارو می کنی

می خرامی همچو آهو تا پریشانت شوم
هی مرا با چشم زیبایت غزل گو می کنی

گر نگویم من ز چشمان فریبایت غزل
با لوندی چشم من را هم سخنگو می کنی
دیدگاه ها (۰)

تقدیم زندگیم:💐🫂🧿🌐یک دم بیا فانوس شو، خورشید دنیایت شوم در کو...

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

وقتی لب تو خنده زد

شعر هجو ترامپ ملعون

مادر فرشته و زیبای من همیشه در قلب منی

چند پارتی جونگکوکپارت اول ات — ۱۹ ساله: دختری مهربان، برون‌گ...

پارت اول خیابان خلوت بود و صدای قدم‌هایم روی سنگفرش‌های خیسِ...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط