حوصله هیچکس را ندارم
حوصله هیچکس را ندارم
به خصوص فلاسفه
با قدرتِ خارق العادهشان در پیچیده کردنِ زندگی (انگار پولش را میگیرند)
یا شعرا
طوری مینویسند انگار از بدوِ تولد زندگی را جور دیگری میدیده اند
... از آن دسته آدمهایی که فقط برای گریه ی من و شما روضه میخوانند
سیاست
یک مشت چرت و پرت با یک " ایسم " پشتش
که چه قبول بکنی ، چه نکنی چوبش را میخوری ( رو نداشتم بنویسم چه بفهمی ، چه نفهمی )
هنر پیشه ها
اداهایی در میآورند ، انگار که از من و شما بد بخت ترند
( البته حتی یک نفرشان مجبور به فروش کلیه نمیشود )
کارگردان ، خبرنگار ، نویسنده
دردی از دردهایِ ما دوا نمیکنند که هیچ ... هی ... سیخ به ...
همان بهتر که آخر و عاقبت همهشان یک جاست
....
رفیق ... راننده تاکسی
رفیق ... آقای رفتگر
رفیق ...معلم کلاس پنجمِ دبستانِ من
رفیق ... روزنامه فروش سرِ محل ( اگر لازم شد همه چیز دارد)
رفیق ... قهوه و سیگار و کاغذ و مداد
رفیق ... خودم ، بی خیالی و کلی شبهایِ تنهایی
نیکی فیروزکوهی
به خصوص فلاسفه
با قدرتِ خارق العادهشان در پیچیده کردنِ زندگی (انگار پولش را میگیرند)
یا شعرا
طوری مینویسند انگار از بدوِ تولد زندگی را جور دیگری میدیده اند
... از آن دسته آدمهایی که فقط برای گریه ی من و شما روضه میخوانند
سیاست
یک مشت چرت و پرت با یک " ایسم " پشتش
که چه قبول بکنی ، چه نکنی چوبش را میخوری ( رو نداشتم بنویسم چه بفهمی ، چه نفهمی )
هنر پیشه ها
اداهایی در میآورند ، انگار که از من و شما بد بخت ترند
( البته حتی یک نفرشان مجبور به فروش کلیه نمیشود )
کارگردان ، خبرنگار ، نویسنده
دردی از دردهایِ ما دوا نمیکنند که هیچ ... هی ... سیخ به ...
همان بهتر که آخر و عاقبت همهشان یک جاست
....
رفیق ... راننده تاکسی
رفیق ... آقای رفتگر
رفیق ...معلم کلاس پنجمِ دبستانِ من
رفیق ... روزنامه فروش سرِ محل ( اگر لازم شد همه چیز دارد)
رفیق ... قهوه و سیگار و کاغذ و مداد
رفیق ... خودم ، بی خیالی و کلی شبهایِ تنهایی
نیکی فیروزکوهی
- ۱.۱k
- ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط