{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من هيچ كس را آن سوي ديوارها نداشته باشم شايد

من هيچ كس را آن سوي ديوارها نداشته باشم شايد
اما
در اين غروب كسالت بار
هيچ چيز به اندازه ي تلفني از زندان
خوشحالم نمي كند
و مردي كه اعتراف كند
گاهي
به جاي آزادي
به من مي انديشد
دیدگاه ها (۲۰)

با هم ک قدم میزنیمحسودیش می شود آفتابنه که هیچ گاهقدم نزده ا...

درون مرا هیچ کس نمی تواند ببیندحتی نزدیک ترین کسانِ منتازه چ...

حوصله هیچکس را ندارمبه خصوص فلاسفهبا قدرتِ خارق العادهشان در...

...

https://wisgoon.com/dabi5988من هشت سال از عمرم را در اسارت و...

«گاهی هم این‌گونه می‌شوم…نه دردی در تن دارم که فریاد بزنم، ن...

از ترس تا اعتمادpart: 1 ...

از ترس تا اعتمادpart: 2 ...

گاهی به خودم میگویم کاش دوستت نداشتم؛ نه از آن رو که دوست دا...

LESSON

خانوم مدیرعاملبعضی آدم‌ها درست در زمانی وارد زندگی‌ات می‌شون...

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط