روزی که دیدمش بهترین حس دنیا رو داشتم تو یه مکان به اون ب
روزی که دیدمش بهترین حس دنیا رو داشتم تو یه مکان به اون بزرگی فقط اونو چشام میدید وقتی نزدیکم شد قلبم تند تند میزد وقتی چشاشو دیدم دست پام میلرزید زیباترین چشایی که تو عمرم دیدم وقتی حرف میزد صداش اینه این بود که انگار دارن موسیقی مورد علاقه تو پخش
میکردن لبخندش مثله این بود که یه فرشته داره میخنده وقتی نگاهم میکرد دلم میخاست براش بمیرم از حرکت لباش که نگم براتون وقتی پلک میزد دلت میخاست همش نگا کنی وقتی نگاهش میکردم دلم میخاست قلبمو درارم بدم بهش انگار وسط بهشت بودم و....
میکردن لبخندش مثله این بود که یه فرشته داره میخنده وقتی نگاهم میکرد دلم میخاست براش بمیرم از حرکت لباش که نگم براتون وقتی پلک میزد دلت میخاست همش نگا کنی وقتی نگاهش میکردم دلم میخاست قلبمو درارم بدم بهش انگار وسط بهشت بودم و....
- ۴۷۸
- ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط