{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کجایِ قصه نگفته ام دوستت دارم ؟؟

کجایِ قصه نگفته ام دوستت دارم ؟؟
بگذار فکر کنم ...
هیچ کجا انگار !

تا یادم می آید
بهانه هایم هم پر بود از فریاد
فریادِ اینکه
دیــــــــــوانه ! من دیوانه ی توام ..
اما ببخش مرا!

انگار همچون کودکی نوزاد بوده ام
که هرچه تقلا می کند
کسی نمی فهمد که شیر نمی خواهد..

که گرمایِ تنِ مادر می خواهد..
اما....
حالا می نویسم:

بارها بخوان بلند بخوان
دیــــــــــــــوانه
دوستت دارم .
دیدگاه ها (۹)

دوست دارم دستم را بگیری و زیرگوشم زمزمه کنیکه پشت خوابهای نا...

عشق یعنی دستانم را بگیرینگاهم کنیوبگوییمن به بودنت قانعم *حت...

ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻋﻤﺮﯼ ﮐﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﻲﻓﻘﻂ ﭼﻨﺪﯼ ﺗﻮ ﻣﻬﻤﺎﻧﻲ!ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﻭ ﺩﻝﺗﻮ ﻋﺎﺷﻖ ﺑ...

پایان آدمیزاد....نه از دست دادن رفیق است....نه رفتن یار... ن...

عاشقانه های شبنم

پارت ۱۲: خب فک کنم عاشقت شدم! will,i fill i love you

مرد بی رحم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط