{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو دنبال سرنوشتی رویایی بودی

تو دنبال سرنوشتی رویایی بودی
و من نمی توانستم دستهایت را رها کنم
چاره ای جز دروغ نبود
فالگیری که عاشق مشتری اش شده بود چه باید بکند
دیدگاه ها (۱۲)

پریشان میکنی بانو کمی ارام تردلم با موی تو سر دگر دارد

منتظر یه اتفاق کوچیکی واسه شکستن بغضت

چه زمستون غم انگیز بدی می شودماه دی باشدو اغوش یکی کم باشد

خیلی تنهام نه مثل ماهی در تنگمثل کوسه در عمق

خدایا…صبر را به دلم هدیه کن،که حتی وقتی کسی مرا نمی‌فهمد، یا...

پارت ۲۷ — «پاکت مرموز»همه دور میز جمع شده بودن و به پاکتی که...

پارت ۲۹ — «اعتراف تهیونگ»تهیونگ چند ثانیه فکر کرد و گفت:تهیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط