پرنسس من
پرنسس من
پارت یک /فصل ۱
ویو ات
صبح پاشدم و کارایی لازم رو انجام دادم و صبحانه خوردم و آماده شدم و رفتم بیرون تاکسی گرفتم و به سمت رستوران حرکت کردم وقتی رسیدم پیاده شدم و کرایه رو دادم و رفتم رستوران رو باز کردم و بعد چند دقیقه دیگه کارگران اومدن (یعنی کسایی که اونجا کار میکنند)
سه تا کارگر داشتم که اسماشون
یورا، ایو،لونا این ها کاگرای رستوران متن
سلام کردن و شروع به کار کردند چند ساعت گذشت مشتری ها زیاد شده بودند (بچهها رستورانی که ات باز کرده خیلی جای شیک و خوبی هست )
طبقه بالا رفتم و وارد دفترم شدم (دو طبقه ای هست )
به کارایی رستوران رسیدگی میکردم بعد به ساعت موچیم نگاه کردم دیدم ساعت
۳:۰۰
هست الان دیگه برم هسته شدم قبل اینکه برم یه یورا گفتم از این به بعد اون رستوران رو باز کنه و کلید رستوران رو بهش دادم و رفتم بیرون
(عکس رستوران ات رو ارسال میکنم)
پایان
ادامه دارد ...
پارت یک /فصل ۱
ویو ات
صبح پاشدم و کارایی لازم رو انجام دادم و صبحانه خوردم و آماده شدم و رفتم بیرون تاکسی گرفتم و به سمت رستوران حرکت کردم وقتی رسیدم پیاده شدم و کرایه رو دادم و رفتم رستوران رو باز کردم و بعد چند دقیقه دیگه کارگران اومدن (یعنی کسایی که اونجا کار میکنند)
سه تا کارگر داشتم که اسماشون
یورا، ایو،لونا این ها کاگرای رستوران متن
سلام کردن و شروع به کار کردند چند ساعت گذشت مشتری ها زیاد شده بودند (بچهها رستورانی که ات باز کرده خیلی جای شیک و خوبی هست )
طبقه بالا رفتم و وارد دفترم شدم (دو طبقه ای هست )
به کارایی رستوران رسیدگی میکردم بعد به ساعت موچیم نگاه کردم دیدم ساعت
۳:۰۰
هست الان دیگه برم هسته شدم قبل اینکه برم یه یورا گفتم از این به بعد اون رستوران رو باز کنه و کلید رستوران رو بهش دادم و رفتم بیرون
(عکس رستوران ات رو ارسال میکنم)
پایان
ادامه دارد ...
- ۸۲
- ۱۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط