{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز دلم را در خیابون دیدم

امروز دلم را در خیابون دیدم
آرام،موقر و متین
با هر قدمی که برمی‌داشت
برمیگشت و با زاویه صد و چهل و پنج درجه به پشت سرش نگاه میکرد
گویی چیزی را جا نهاده بود
شاید دلش را
دیدگاه ها (۱)

لایگ الاسود علیکولایگ الکلشی علیکوشارع شگده وشکبرهما تدوس ال...

لا انتَ العفتنی و لا رضیت أنساک و ما مقتنع باچر یمشی من دونک...

‏کوّن اموت الیوم واعدل ثانی یومحته اشوف شلون تصبح عازتیأرید ...

یسکننی القلق من کل شیء .. و لا أحنّ لأیّ شیء .. تدارکتنی رحم...

Part ¹⁷جونگکوک رفت بیرون منم پشت سرش رفتم دنبال بچه ها می‌گش...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط