{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درسینه ی من آتش خاموش زغال است

درسینه ی من آتش خاموش زغال است
این معدن تاریک پر از داغ نهال است
افرا به عقب رفت و ورق زد دو سه صفحه
دید آه که جنگل پر از آواز شغال است
کولاک شد و برف فرو ریخت به دره
روشن شدن لاله ی پژمرده،محال است
امید به پرواز در این دامنه ها نیست
جایی که قفس قفل صدای پر و بال است
از خاطررنگین درختان چمن رفت
تصنیف بهاری که پر از بلبل لال است
وقتی که جوابی به سوال غم ما نیست
آسوده ترین راه همان حذف سوال است..

‌ ‎‌‌‌‌ ‎‌‌‌‎
دیدگاه ها (۶)

تو خودت ماهی و هر بار که کامل شده ایاز پس پرده به بیرون متما...

خوش نشستی در دلم، از هر ترانه بیشترمن تو را از هر کسی در این...

اي كه گفتي بيقراري‌هاي من بازيگري استبيقرارم كرده‌اي اما دلت...

خــــدا مـرا به فراق ِ تو مبتلا نکندمن و ندیدن ِ روی ِ تو را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط