{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی دسته بزن داشت

وقتی دسته بزن داشت

بعد از بحثم با جیمین از کمپانی زدم بیرون اصلا اعصاب هیچی نداشتم رفتم خونه یونا درو باز کرد و گفت *سلام عشقم چه زود امدی *
عصبی جواب دادم*خونمه دوست دارم دیر میام زود میام به تو هیچ ربطی نداره حالا گمشو کنار *
وقتی اینجوری گفت عصبی شدم* کی عصبیت کرده که میای سر من داد میکشی برو سر همون خالی کن چیکار من دار.......*
واقعا منو زد مزه خون رو توی دهنم احساس کردم نگاش کردم * واقعا منو زدی *
پالتومو برداشتم با همون لباس زدم بیرون سوار ماشین شدم رفتم خونه میا زنگ درو زدم *کیه *
*منم خره درو باز کن *
*بیا تو*
ماجرارو براش تعریف کردم و براش گفتم*اگر مزاحم نیستم میتونم یه هفته ای اینجا باشم*
* چه مزاحمتی خونه خودته اما....کوکی خونه تنهاست*
سرمو تکون دادم
که در باز شد جیمین امد
اونم عصبی بود*سلام جیمین*
* سلام *
* چرا عصبی نکنه با کوک دعوا کردی*
*از کجا فهمیدی*
* عصبی امد خونه بعد دعوامون شد و اون بهم سيلي زد و من امدم اینجا*
* یونا ناراحت نشو از دستش عصبی بوده*
* نه ناراحت نشدم فقط امدم اینجا چند روزی بمونم *
*خوش امدی یونا خانممممم*
خندم گرفت از لحنش *تو مگه الان عصبی نبودی*
* پرید رفت*
* اهم اهم منم اینجاما جیمین*
* من به نظرت موچیمو فراموش میکنم... دخترا شام بریم رستوران*
میا لپ جیمینو بوسید *اله بلیم*
با خنده گفتم*سوسول*
*من میرم پایین شمام بیاید *
رفتیم رستوران بعد از شام رفتیم خونه جیمین و خوابیدم
.....
وقتی یونا رفت به خودم امدم وای من چیکار کردم زنگ زدم براش اما جواب نداد روی مبل نشستمو به دعوای خودمو جیمین و دعوایی که با یونا کردم فکر میکردم نفهمیدم کی خوابم برد
دیدگاه ها (۰)

درخواستی خواستید بگید

رأی بدید برای هوبی https://shiningawards.com/best-kpop-perfo...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط