{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ارباب پری

ارباب پری
پارت 3
ویو شوگا:
خواستم ساعت11برم از ات سوال بپرسم پس بطری شراب رو برداشتم و در اتاق ات رو کوبیدم و وارد شدم و ات ترسید
ویو ات:
وقتی در باید شد و شوگا وارد شد ویه بطری تو دستش بود و ریخت تو دهنم و سیاهی......
ویو شوگا:
همه بطری رو تو دهنش ریختم و سوال پرسیدم.
سوال اول:
شوگا: منو دوست داری
ات: ا.. ر... ه
سوال دوم:
شوگا: یکی از خانوادت زنده هست
ات: نمیدونم ولی یکی زنگ زد و گفت من برادرتم
سوال سوم:
شوگا: خب دوست پسر داری
ات: نه
پرش به زمان فردا:
ویوات:
صبح پاشدم با درد بی دلیل میخواستم برم صورتمو بشورم که دیدم شوگا رو تخت خوابیده رفتم پیشش رو برو صورتش واقعا یه گربه نانازیه
ویو شوگا: من بیدار بودم که حس کردم یکی نگاه میکنه زیر چشمی نگاه کردم که دیدم گوگولیمه( منظور ات) رو بروم هست و زود کمرشو کشیدم تا خواستم لبم رو رو لبش قرار بدم که گفت
+پیشی کوچولو
_ها با منی
+اره
_چیه خانم کوچولو
+🥺
_چی شده مظلوم شدی؟ 🤨
+نمیخوای منو داشته باشی
_(هنگــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ)
_هاااا
+پیشیییییییییی
نویسنده: ات رفت دنبال شوگاو وارد حال شدن که ات خواست بپره شوگا رو بگیره که شوگاپرواز کرد و ات از پله ها افتاد(پله 120هست و فقط20تا شو رفته بودن)
_اتتتتتت
+شوگااا(ترس)
_تورو خدا ببخشید
+دیگه نمیخواد ببخشم که الان میمیرم
_این حرفه نزن
+ببخشیدا الان من چه نشونه ام🤨
ویو ات:
داشتم حرف میزنم که شوگا پرواز کرد و به یه زیر زمین خونشون حرکت کرد که رسید و درو باز کرد و هی صدا میزد
_چیهوپپپپ
+چته ها(با درد)
_چیهوپپپپپ
نویسنده: چیهوپ یه جادوگر هست که انسان رو به پری یا پری رو به انسان تبدیل میکنه
ویو شوگا: از پله ها میدویدم که ات نتونه بگیره که خواست بپره پرواز کردم که ات از پ...
دیدگاه ها (۱)

ارباب پریپارت4ویو شوگا: پرواز مردم که ات از پله ها افتاد و غ...

ارباب پریپارت 5نویسنده: خب بچه ها ات تو زمان قدیم یه ملکه پر...

ارباب پری پارت 2داشتن مسخره میکردن هم دیگرو که شوگا اومد جلو...

ارباب پریپارت1ویو ات: صبح پاشدم برم مدرسه و برای فردا میخواس...

فیک افسرده پارت پنج

فیک افسرده پارت دوم

خببب، دیگه نمیخوام شرایط بالا بزارم امااا یه شرت دارم حداقل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط