{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ارباب پری

ارباب پری
پارت1
ویو ات:
صبح پاشدم برم مدرسه و برای فردا میخواستم تمام تکلیفم رو تموم کنم چون فردا پنجشنبه بود و جمعه میخواستم برم جنگل چون من هیچ دوستی ندارم و با این کارام خودمو سرگرم میکنم
نویسنده: ات یه میکاپ ملایم زد و لباس مدرسه را پوشید و راهی مدرسه شد
ویو شوگا:
من جانشین پدرم هستم و الان باید راه بیفتم و پرواز کنم تا تو جنگل بکردم و قربانی کنم چون تو دین ما هر تولد شخص عزیز که باید یه انسان رو شب بگزرونیم و عروس اون عزیزمون کنیم من الان از تولد بابام یک روز مونده و تازه فوت کرده و تازه تولدشه
پرش به اخرزنگ کلاس در مدرسه ات: زنگ فارسی
خانم: ات بقیقه اش رو بخون
+چشم(بعد تمام درس )
خانم: افرین
+ ممنون خانم
خانم: میتونی بری
+ممنون
پرش به اتمام کلاس:
فردا صبح:
ویو ات:
صبح پاشدم و حموم و کار های لازم رو انجام دادم و رفتم صبحانه درست کنم و تکالیفمو انجام بدم و سرکار برم
پرش به بعد انجام تکالیف:
ویو ات:
تکالیفمو انجام دادم و به سرکار رفتم
پرش به فردا جمعه:
ویو ات:
هورا بعد از ظهر میرم جنگل بگردم
پرش به زمان بعد از ظهر:
ویو شوگا:
رفتم جنگل تادنبال دخترک گشتم که جشمم به یه دختر افتاد که اونم به من نگاه میکرد که یهو جیغ گوش خراشی زد...
ویو ات:
داشتم جنگل رو میگشتم که یهو یه مرد جذاب تو هوا ملق بود و داشت منو نگاه میکرد منم یه جیغ زدم به نظرم گوشش کر شد
ویو شوگا: جیغی گوش خراشی زد و میخواست فرار کنه که گرفتمش و پرواز کردم و اوردم عمارت خودم خیلی خوشگل بود به نظرم عاشق شدم نه بابا شوگا چی میگی
تو که احساس نداری ولش کن اونو اوردی که یه شب باهاش باشی (منحرف نباشید)(منظور یعنی باهاش بری جشن تولد باباش)
ویو ات:
داشت به من نگاه میکرد منم جیغ زدم تا خواستم فرار کنم اومد منو تو بغلش گرفت و پرواز کرد من از ارتفاع میترسم بخاطر این بیهوش شدم
بعد 1ساعت:
از خواب بلند شدم و سردرد داشتم به هر حالی که شد بلند شدم که در باز شد و همون پسر اومد داخل و گفت:
_اسمت چیه خانم کوچولو
+من خانم کوچولو نیستم
_پس ببخشید خانم اسمت چیه
+اسمم کیم ات هست و منو کیم صدا میکنن
_چه اسم بدی
+داری مسخرم میکنی
_نه
+خودتو معرفی میکنی
_نمیکنم
+نکن
_من مین یونگی هستم به من میگن شوگا
+سلام پیشی کوچولو
_😡😡
داشتن مس..
دیدگاه ها (۱)

ارباب پری پارت 2داشتن مسخره میکردن هم دیگرو که شوگا اومد جلو...

ارباب پریپارت 3ویو شوگا: خواستم ساعت11برم از ات سوال بپرسم پ...

ارباب پریاین فیک تازه درست شده معرفی فیک: درمورد یه انسانی ک...

part33 عشق پنهان《ویو ات》از خواب بیدار شدم دلم درد میکرد جونگ...

part48 عشق پنهان《ویو ات》درسته بلاخره فهمیده بودم که عاشقش شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط