{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اعتراف میکنم یه روز صبح که شدیدا خوابم میومد مامانم اشغال

اعتراف میکنم یه روز صبح که شدیدا خوابم میومد مامانم اشغال داد بندازم سطل زباله منم که چشمام وا نمیشد کیفمو انداختم سطل اشغال و با کیسه زباله رفتم مدرسه …قیافه ی دوستام سر صف هیچ وقت یادم نمیره........................
دیدگاه ها (۲)

@girlyartدوستان ایشون رو حتما لایک و فالو کنید. عکسام رو از ...

یه دوست دارم 23سالشه و به تازگی مامانش فارغ شده و یه آبجی خو...

چی بگم بهش بنظرتون ⁦:-|⁩ ولم نمیکنه...گرفتاری شدیما

نام سناریو: از اجبار تا علاقه پارت: هشتمن که کلا توی شوک بود...

#قلبی_در_دو_بدنP1*ویو ات*ساعت شیش صبح با صدای زنگ گوشیم از خ...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟖𝟕ولی اونجا هم دخترا همش...

Do I love him, or do I hate him?P:¹⁰ویو کوک وقتی گفت عاشقتم ...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

فیک تهیونگ مافیایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط