{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چای هم پیش کش ات !

چای هم پیش کش ات !
قهوه ای سوخته ی چشم تو را مینوشم ...
دیدگاه ها (۱)

تو که دست‌هایم را بگیری شب از جانم بیرون می‌رودصبح، روشنایی ...

چہ جمال جان فزایی کہ میان جان ماییتو بہ جان چہ می‌نمایی تو چ...

به سرت گر همه عالمبه سرم جمع شوند ؛نتوان برد هوای تو برون از...

دارد پاییز می‌رسدانار نیستمکه برسم به دست‌های توبرگمپُر از ا...

فقط چشم قهوه ای🤎

چشم قهوه ای 🛐🛐

من تلخی چای تازه دم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط