{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تاکه مرا دید به حالم گریست

تاکه مرا دید به حالم گریست
ساعت خوابیده حواسش به چیست
مردن تدریجی اگر زندگی ست
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی ام
من که منم جای کسی نیستم
#علیرضا آذر
دیدگاه ها (۳)

سر به زیر و ساکت و بی‌دست و پا میرفت...

-یا رب مباد کز پا، جانان من بیفتد!درد و بلای او کاش، بر جان ...

بذل جاه و مال و ترک نام و ننگدر طریق عشق اول منزلستگر بمیرد ...

قایق از تور تهیو دل از آرزوی مرواریدهمچنان خواهم راند...نه ب...

My Fateful Destinyسرنوشت شوم من part 10کمی نزدیک تر رفت و سع...

Love in the dark⑧②کوککوک: رسیدیم خوشگل من بریم داخل هوجو: او...

رمان لیچافصل ۳ برج شروع و پایان من و توپارت1#نویسندهلیا بعد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط