My violent mafia
My violent mafia
season2
Part10
ویو ا.ت
با ی صدایی که نشون میداد صدای کوکه بیدار شدمو دیدم کوک بغل من دراز کشیده رو دستش رو صورتشه
اروم بلند شدمو رفتم دستشویی و برگشتم
ولی کوک تو اتاق نبود
رفتم تو اشپز خونه که دیدم تهونگ و کوک نشستن پشت میز و دارن صبحونه میخورن منم بهشون ملحق شدمو و صبحونه خوردم
کوک: میگم ا.ت تو هم میخای بیای
ا.ت: کجا
کوک: استیج
ا.ت: واقعااا اره منم میام
کوک: ولی اونجا حوصلت سر میره ها
ا.ت: نه نمیره(کیوت)
کوک: اوکی پس برو اماده شو ساعت۳:٠٠راه میافتیم
ا.ت اوکی
ویو ا.ت
رفتم اتاق و دیدم ساعت ۲:٠٠عه سریع ی لباس خوشمل پوشیدم و ی ارایش ملایم کردم و رفتم پزیرایی
کوک و تهونگ خیلی جذاب شده بودن هی عرر میزدم و با خودم میگفتم ببین با چه کسایی میچرخم (خنده)
کوک: اهم اهم
ا.ت: چیه
کوک: نمیخای بیای
ا.ت: چرا دارم میام
راه افتادیم و رسیدیم استیج خیلی بزرگ بود با کلی استرس همینجوری نشستم ی گوشه و نگاه میکردم کوک و تهونگ رفتن اتاق پرو و لباس راختی یدن اماده رقص شدن و کلی تمرین کردن
بعد چند ساعت دنسشون تموم شد کوک و تهونگ کلی غرق کرده بودن ولی خیلی خوب دنس میرفتن
بهشون کمک کردم تا بشینن و بذاشون حوله و آب اوردم و دادن بهشون و خودم رفتم اتاق نشیمن هیچ کس نبود تا اینکه کوک اومد داخل
کوک: کجا بودی چرا اینجایی
ا.ت: حوصلم سر رفته بود بخاطر همین اینجا نشستم تا کارتون تموم شه
کوک: اهان خب پاشو بریم هتل
ا.ت: تهونگ چی
کوک: تهونگ میخاد بره ی سر پیش فامیلشون
ا.ت: اهان باش
ویو کوک
میدونستم که زود باور میکنه ولی نع انقدر زود خیلی حشری بودم بخاطر همین براش تو خونه برنامه داشتم
ویو ا.ت: بعد از اینکه با تهونگ خدافظی کردیم رفتیم خونه و منم رفتم اتاق و لباسامو در اوردم و رفتم حموم و با ی حوله ی نیمه ز اومدم بیرون کوک رو تخت نشسته بود
با جیغ افتادم زمین
ا.ت: برو بیرون
کوک: نچ
ا.ت: میگم برو بیرون تا لباسمو عوض کنم
ویو ا.ت تا اینو گفتم کوک اومد جلو و...
ادامه دارد...
شرط 30لایک
season2
Part10
ویو ا.ت
با ی صدایی که نشون میداد صدای کوکه بیدار شدمو دیدم کوک بغل من دراز کشیده رو دستش رو صورتشه
اروم بلند شدمو رفتم دستشویی و برگشتم
ولی کوک تو اتاق نبود
رفتم تو اشپز خونه که دیدم تهونگ و کوک نشستن پشت میز و دارن صبحونه میخورن منم بهشون ملحق شدمو و صبحونه خوردم
کوک: میگم ا.ت تو هم میخای بیای
ا.ت: کجا
کوک: استیج
ا.ت: واقعااا اره منم میام
کوک: ولی اونجا حوصلت سر میره ها
ا.ت: نه نمیره(کیوت)
کوک: اوکی پس برو اماده شو ساعت۳:٠٠راه میافتیم
ا.ت اوکی
ویو ا.ت
رفتم اتاق و دیدم ساعت ۲:٠٠عه سریع ی لباس خوشمل پوشیدم و ی ارایش ملایم کردم و رفتم پزیرایی
کوک و تهونگ خیلی جذاب شده بودن هی عرر میزدم و با خودم میگفتم ببین با چه کسایی میچرخم (خنده)
کوک: اهم اهم
ا.ت: چیه
کوک: نمیخای بیای
ا.ت: چرا دارم میام
راه افتادیم و رسیدیم استیج خیلی بزرگ بود با کلی استرس همینجوری نشستم ی گوشه و نگاه میکردم کوک و تهونگ رفتن اتاق پرو و لباس راختی یدن اماده رقص شدن و کلی تمرین کردن
بعد چند ساعت دنسشون تموم شد کوک و تهونگ کلی غرق کرده بودن ولی خیلی خوب دنس میرفتن
بهشون کمک کردم تا بشینن و بذاشون حوله و آب اوردم و دادن بهشون و خودم رفتم اتاق نشیمن هیچ کس نبود تا اینکه کوک اومد داخل
کوک: کجا بودی چرا اینجایی
ا.ت: حوصلم سر رفته بود بخاطر همین اینجا نشستم تا کارتون تموم شه
کوک: اهان خب پاشو بریم هتل
ا.ت: تهونگ چی
کوک: تهونگ میخاد بره ی سر پیش فامیلشون
ا.ت: اهان باش
ویو کوک
میدونستم که زود باور میکنه ولی نع انقدر زود خیلی حشری بودم بخاطر همین براش تو خونه برنامه داشتم
ویو ا.ت: بعد از اینکه با تهونگ خدافظی کردیم رفتیم خونه و منم رفتم اتاق و لباسامو در اوردم و رفتم حموم و با ی حوله ی نیمه ز اومدم بیرون کوک رو تخت نشسته بود
با جیغ افتادم زمین
ا.ت: برو بیرون
کوک: نچ
ا.ت: میگم برو بیرون تا لباسمو عوض کنم
ویو ا.ت تا اینو گفتم کوک اومد جلو و...
ادامه دارد...
شرط 30لایک
- ۱۶.۲k
- ۱۵ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط