صدفی به صدف مجاورش گفت: در درونم درد بزرگی احساس میکنم ک
صدفی به صدف مجاورش گفت: در درونم درد بزرگی احساس میکنم که سخت مرا میرنجاند.
صدفِ دیگر با تکبر گفت :
من در درونم هیچ دردی احساس نمیکنم،
ظاهر و باطنم خوب و سلامت است.
خرچنگی صدایشان را شنید و گفت:
آری ! …
تو خوب و سلامت هستی،
اما دردی که همسایهات در درونش احساس میکند، …
مرواریدی است که زیبایی آن بی حد و اندازه است.
صدفِ دیگر با تکبر گفت :
من در درونم هیچ دردی احساس نمیکنم،
ظاهر و باطنم خوب و سلامت است.
خرچنگی صدایشان را شنید و گفت:
آری ! …
تو خوب و سلامت هستی،
اما دردی که همسایهات در درونش احساس میکند، …
مرواریدی است که زیبایی آن بی حد و اندازه است.
- ۵۴۶
- ۲۲ آذر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط