{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

. بی‌وفایی می‌کنی من هم تماشا می‌کنم

. بی‌وفایی می‌کنی من هم تماشا می‌کنم
فرصتی تازه برای گریه پیدا می‌کنم

دوستت دارم... ولی می‌ترسم از رسوا شدن
هرچه از زیباییت گفتند حاشا می‌کنم

من که یک لشکر حریفم نیست تسلیم توام
با رقیبان پیش چشمانت مدارا می‌کنم

هرچه از دنیا به دست آورده‌ام تا پیش از این
خرج عمر رفته‌ام از دار دنیا می‌کنم

سوختم چون شمع... اما ریشه ام را ساختم
خانه‌ای دیگر بر این ویرانه برپا می‌کنم

از کنارم رفته‌ای اما به یادم مانده‌است
خاطراتی که دلم را خوش به آن‌ها می‌کنم...
دیدگاه ها (۱۰)

دلخوشی در سایه سرو خرامان تو بودآسمان این جهان آبی ز چشمان ت...

عزیز من ،امروزبی بهانه بیا و با من صحبت از هوا و کار و درس ...

چشم‌هایت راکه‌رقصِ شرجیِ باران داردمیهمانِ کویرِ قلبم نکن،بو...

زندگی، کاروانسرایی است پرآشوب، که هر کس در آن گامی می‌نهد تا...

## بخش ۵: پژواکِ گذشته در آرامستانِ مدرناشک‌هایِ میتسوری، بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط