{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدر تلاش کردم بخندم

چقدر تلاش کردم بخندم
مبادا بفهمند چه دردی درونم نهفته
چه صحبت هایی که با خودم کردم
تا کسی نتواند ضربه هایش را نثارم کند
چه آرزوهایی که دود شد و
تنها کاری که کردم ، دیدن سوختنش بود
آن زمان که به جای فریاد
سکوت کردم
غمی در اعماق وجودم ریشه کرد ،
رشد کرد و آرام آرام تمامم را فرا گرفت
حالا
با خورشیدی که غروب می کند
غروب می کنم
بی آنکه نگاهم کنند...
دیدگاه ها (۱)

از بعضی اتفاقا که بگذری،دیگه نه چیزی قشنگه نه سخت!

💭 به سرم زده بود از همه چیز بگذرم. تمام روزهای گذشته، و عشقی...

یادی هم کنیم از اونایی ک قرار بود همیشگی باشن...!!!😔 💔

نمیبخشمت p.2/5

تاجی در دو جهان Une couronne dans deux mondes

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط