{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت۷

پارت۷
همون شب - اتاق ساکورا

🍑: (نشسته روی تخت با چشمای شیطونی) باشه... این بار جدی می‌گیرمش...

🍑: (دفترچه رو باز می‌کنه) نقشه شماره ۱: درست کردن معجون عشق برای ساسکه! اگه بخوره عاشق من می‌شه!

🍑: (می‌نویسه) مواد لازم: نمک صورتی، گل محمدی، یه قطره اشک تمساح... و یه کم زهر مار! 🤡

فردا صبح - دم در خونه ساسکه

🍑: (با یه بطری قرمز رنگ جلوی در وایستاده) ساسکه کوووون! بیا بیرون!

💙: (با ناراحتی در رو باز می‌کنه) ساکورا بازم تو؟! امروز چندم شد؟!

🍑: (بطری رو می‌ده جلو) این یه معجون مخصوصه! واسه قوی شدن! بخور!

💙: (با شک نگاه می‌کنه) ...چرا قرمزه؟

🍑: (دستپاچه) چون... چون توت فرنگیه! آره!

💙: (بو می‌کنه) بوی گلاب می‌ده...

🍑: (عصبی) بخور دیگه! معجزه می‌کنه!

🍥: (ناگهان از پشت در میاد بیرون) صب کن صب کن! چی می‌خوای به ساسکه بدی؟

💙: (با تعجب) ناروتو تو از کجا اومدی؟

🍥: (با غرور) من کل شب رو اینجا خوابیدم! گفتم شاید ساکورا دوباره بیاد! 🤪

🍑: (عصبی) تو چرا اینجایی؟! برو خونه‌ت!

🍥: (بطری رو از دست ساکورا می‌گیره) بذار ببینم... (بو می‌کنه) ...وای! بوی سم می‌ده!

🍑: (شوکه) نه نه! معجونه! قول می‌دم!

🍥: (بطری رو می‌ده به یه گربه که رد می‌شه) بیا گربه جان! ببینم زنده می‌مونی؟

💙: (با نگرانی) ناروتو! نکن!

🐱: (گربه یه لیس می‌زنه... بعدش چشمانش گرد می‌شه و می‌افته زمین)

🍥: (با داد) دیدی؟! گربه رو کشت! 🤯

💙: (به ساکورا نگاه می‌کنه با چشمای قرمز) ساکورا... این چیکار بود؟!

🍑: (گریه می‌کنه) من فقط می‌خواستم تو مال من باشی! 😭😭😭

🍥: (دست می‌کنه جلوی ساسکه) ساکورا جان... عشق که به زور نمی‌شه! ببین... اگه ساسکه می‌خواست باهات باشه، تا حالا بود!

🍑: (با عصبانیت) تو ساکت باش! تو ساسکه رو جادو کردی! وگرنه چرا یه آلفا باید عاشق یه امگا بشه؟!

💙: (جدی و محکم) ساکورا. این آخرین بار بود. اگه بازم به ناروتو توهین کنی... من شکایت می‌کنم به هوکاگه.

🍑: (شوکه) تو به خاطر اون من رو تهدید می‌کنی؟!

💙: آره. چون اون همه چیز منه.

🍥: (صورتش قرمز می‌شه) ساسکه... بس کن... دارم خجالت می‌کشم... 😳

🍑: (با گریه می‌دوه بیرون) من برمی‌گردم! منتظر باشین! 🏃‍♀️💨

یه ساعت بعد - پشت یه درخت

🍑: (به هیناتا زنگ می‌زنه) هیناتا! بیا کمکم کن!

🤍: (با ناراحتی) ساکورا... بازم می‌خوای نقشه بکشی؟

🍑: آره! این بار نقشه قوی‌تر! ناروتو رو می‌بریم یه جایی که ساسکه پیدا نکنه!

🤍: (با ناراحتی) نه... من دیگه کمک نمی‌کنم. این کار درستی نیست.

🍑: (عصبی) پس تنهایی انجام می‌دم! فقط به یه چیز نیاز دارم... (چشماش می‌درخشه) یه کم از عطر مخصوص آلفاها...

فردا - ناهار توی خونه ساسکه

🍥: (داره رامن می‌خوره) ساسکه! این رامن فوق‌العاده‌ست! تو آشپز خوبی شدی!

💙: (لبخند می‌زنه) از تو یاد گرفتم.

🍥: (با دهن پر) پس من استادم! 🥴

💙: آره استاد... (نگاه عاشقانه)

📞: (تلفن ساسکه زنگ می‌خوره)

💙: الو؟

🍑: (صداش مصنوعیه) سلام... من از بیمارستانم... ناروتو تصادف کرده! زود بیا!

💙: (با وحشت) چی؟! ناروتو! (نگاه می‌کنه به ناروتو که کنارش نشسته)

🍥: (با دهن پر) چی شده؟

💙: (به تلفن) ساکورا... ناروتو کنار منه. (قطع می‌کنه)

🍥: (می‌خنده) هه هه... ساکورا بازم نقشه کشیده؟ 🤣

💙: آره... دیگه تمومش می‌کنم.

🍥: (دست می‌ذاره رو صورت ساسکه) بذار من حرف بزنم باهاش. زن به زن! 💪

💙: (با تعجب) تو می‌خوای بری پیشش؟

🍥: آره! من اوزوماکی ناروتوم! از هیچی نمی‌ترسم!

نیم ساعت بعد - جلوی خونه ساکورا

🍥: (در می‌زنه) ساکورا! بیا بیرون! می‌دونم تو خونه‌ای!

🍑: (در رو باز می‌کنه با چشمای قرمز) چرا اومدی؟!

🍥: (دست می‌کنه تو کمرش) ساکورا. بیا با هم حرف بزنیم مثل آدم.

🍑: (با تعجب) ...چی؟

🍥: (نشست رو زمین) بیا بشین. می‌خوام یه چیزی بگم.

🍑: (با شک می‌نشینه) ...بگو.

🍥: (آه می‌کشه) ساکورا... من می‌دونم چقدر ساسکه رو دوست داری. خودمم اولش ازت متنفر بودم. ولی...

🍑: ولی چی؟

ادامه دارد
(بچه اینجا یکم تکنولوژی اضافه شده برای بهتر کردن پارت)
دیدگاه ها (۲)

(بچه ها ببخشید این چند روز کار داشتم نتونستم پارت بزارم ولی ...

پارت ۶ فن فیک سوسانارو روز بعد - جلوی خانه ناروتو🍑:(با کلی آ...

ممنون از حمایت هاتون بچه ها ۲۰۳ تایی شدنمون مبارک

پارت نمی‌دانم چند سوسانارو فردای اون روز - محل تمرین تیم ۷**...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط