{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

_ ـیادته مـامـان قصِه میگُـفت تَـه قِصِه همیشِـه ــآقـا گ

_ ـیادته مـامـان قصِه میگُـفت تَـه قِصِه همیشِـه ــآقـا گُـرگـِه میـمُـرد ..
[ میگـفُت خـُدا دُوسِـت دارِه ُ همیشِـه بـاتِـه ] .. هَـر جـا مینیبـُوس فِـرشتِـه دنبـال راتِـه ..
مـامـان رَفـت اَمـا ــگُـرگِـه اینجـاـست ..
ــخدا دوسِمـون نَداشـت اَه .. تـف تـوـــاـین شـآنس
دیدگاه ها (۳)

★ازدواج اجباری...p²یونگی:صبح کنار هانا از خواب بیدار شدم...خ...

بی رحمی؟🥺پارت¹⁵(^-^)ویومادر جوندرو باز کردم با یه دختر گوگول...

پارت 24رمان عشق مدرسه ای فیلیکس میاد و ات رو میبرن بیمارستان...

پارت سیزدهم کوک. دیدم ات خوشکش زده که گفتم خوب شده بهم میاد ...

🚨 طنز تلخدو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط