{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم : الهه یخ

اسم : الهه یخ
پارت هفتم
صدای پرنده ها به گوش می‌رسید ...‌ بوی چمن خیس خورده صدای رود خونه ای که نزدیک بود ولی کمی از صدا و بوی اون به مشام می‌رسید
چاچر روی سبزه ها بیهوش افتاده بود باد ملایم بین مو های آبی آسمانی اش موج میخورد
نور از بین برگ های درختان به چشم های چاچر رسید پلک ها ی چاچر پرید و کم کم باز شد
منظره ای سر سبز جلو چشم خود دید درختان سبز بلندی که به آسمان رسیده بودن و جلوی نور خورشید رو گرفته بودن
چاچر نشست
دور ور رو نگار کرد‌ هیچ موجود زنده ای آن طرف ها ندید
کمی خلاصه میگم ... (می‌خوایم بریم برای داستان کوتاه و فن فیک های بزرگ سالیش)
ارباب جنگلی چاچر رو به جنگل کشونده بود تا کنترل گوی یخ رو بهش یاد بده
چون میدونست دیر یا زود سر و کله مک پیدا میشه و چاچر رو محاصره می‌کنه
برای همین ارباب جنگلی با یکی از فرشته هایی که از بهشت ترد شده بود و اخراج مشغول آموزش دادن به چاچر شدن
همیشه ارباب جنگلی یه مشت تمرینی که معلوم نبود چین و از کجا در اومده پیداش میشد و سریع و تند تند حرف میزد و ناپدید میشد
برای همین اون فرشته که ظاهر کاملا انسانی و موهای سفید داشت با چاچر تمرین می‌کرد
به چاچر یاد داد چجوری از یخ استفاده کنه به کتابخونه جنگلی بردش که بیش تر از دو هزار کتاب توش بود و مجبورش کرد همه اون کتابارو از حفظ بشه
چاچر سه سال توی جنگل موند بر خلاف کتاب های کتاب خونه درس های مدرسه اش رو هم ادامه داد و با اون فرشته مرور کرد
یه روز چاچر چون معضل بود که اون فرشته رو چی صدا کنه رفت جلو و بهش گفت « کسی تا حالا برات اسمی گذاشته ؟ »
فرشته « خوب .. نه ... کسی به یه فرشته ترد شده توجه ای نمیکنه »
چاچر « ولی این درست نیست تو باید اسم داشته باشی ... » چاچر دست به کار میشه یه کتاب رندوم از کتاب خونه برمیدارند و یه صفحه تصادفی باز می‌کنه « آها بیا یکی پیدا کردم ...»
فرشته « چی !!؟»
چاچر « سی سو به معنای شجاعت و انگیزه ... چطوره؟»
سی سو « ... ولی این ...»
چاچر « می‌دونم شبیه نیست با تو کاملا در تظاده ولی میتونی خودت رو بهش برسونی نه ؟ درست مثل من ... اسم منم به معنی سنگه فکر کنم که اسم تو بهتره ».
چاچر با لبخند و محربانی به سی سو جدید را نگاه میکرد
...
دیدگاه ها (۱)

نقاشی جدید از لوسیفرررررر خیلی خوشگل شدهههههه😍😍😍

اسم : عشقی در تاریکی جنگل پارت ۴(از زبان راوی ) صدای سوختن چ...

یکی از عکسای چاچر رو پیدا کردم

من و چاچر ❤️

اسم : داستان الهه یخ #پارت چهارم توی یه روز دو تا اتفاق افتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط