{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به اخرین گزینه اش رسیده بود..!

به اخرین گزینه اش رسیده بود..!
"گریه"
همه جارا پُر از
"تو"
می دید..!؟
منتظر بود معجزه ای رُخ دهد!؟
مثلا
موقع برگشت
کمی باران ببارد..
دیدگاه ها (۲۴)

بهترین حس دنیاست چشیدن قند لبهایت

سلام ظهرتون بخیرو تو همدان عجب برفی اومده ن آب داریم ن برق

یا علی رفتیم بقیع اما چه سود! هرچه گشتیم فاطمه آنجا نبود/یا ...

Enemys Embrsce [ part ۱۰ ]

عشق در دنده آخرپارت : ۳۴ گردوغبار هنوز روی جاده نشسته بود. ص...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۱۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط