{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی خدا از پشت

وقتی خدا از پشت
دستهایش را روی چشمانم گذاشت
از لای انگشتانش
آنقدر محو دیدن دنیا شدم
که فراموش کردم
او منتظر است تا نامش را صدا کنم
دیدگاه ها (۱)

.

.

زندگی آهسته تر... من خسته ام...کوله بار پاره ام ...را بسته ا...

ﺧﺴﺘـﻪ ﺷﺪﻡﺍﺯﺗﮑﺮﺍﺭ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﻣُــــﻮﺍﻇﺐ ﺧﻮﺩﺗـ ﺑﺎﺵ ﺗﻮ ﺍﮔﺮ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺣﺎﻝ...

درد و نفرین_بچه ها ایشون که می بینید قرار بوده اوسی من باشه ...

_____پارت¹⁶ نفرین کوچولو_____خورشید آرام‌آرام پشت کوه‌ها پنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط