{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت سوم رمان اغوشت آرامش جهان است🔱

پارت سوم رمان اغوشت آرامش جهان است🔱
داشتم خواب میدیم که داخل یه جنگل سرسبز و پر از گل های رزم .خوش حال بودم و از ته دل میخندیدم وقتی داشتم نگاه گل رزها میکردم دیدم کنار این گل های خوشگل یه آبشار که آب آبشار نصفیش آبی و نصفیش سبز بود برام باور نکردنی بودم که آب دو رنگه برا خودم میرقصیدمو از ته دل میخندیدم که یه هو پهلوم سوخت از دردش از خواب پریدم ،چشمام پر از اشک بود شراره بود صدای زشتش مثل ناقوس مرگ تو گوشم میپیچید مگه با تو نیستم میگم بلند شو ،واس من میرقصه پاشو 😭 😭 مگه اینجا خونه خاله است گمشو برو آشپز خونه گفتم چشم خانم بلند شدم رفتم آشپز خونه ،تمام عمارتو جارو کشیدم ،تمام رو تختی های عمارتم عوض کردم بقیه کارای مربوطه هم انجام دادم یادم اومد اتاق ساسان ارباب کوچیکه خونه تمیز نکردم ،بعد تمیز کردن رفتم طرف اتاق ارباب بزرگه شاهین در زدم اجازه ورد بهم داد رفتم داخل اتاقش گفت چی میخوای؟ گفتم بابا(یادم نبود که این خوک کثیف بابای من نیست ) که زد تو دهنم گفت چند بار بگم نگو هااااااان آروم اروم آشکام از چشمام میومد پایین گفت: بنال زود باش گفتم :خواهش میکنم بزارین برم مدرسه ،هر کاری بگین میکنم ، تو رو خدا تو رو خدا😭 گفت نه گفتم به پاتون میوفتم خواهش میکنم ...
دیدگاه ها (۱)

رمان دخت من

مثلث عشقی من پارت ۱۸:ا/ت ویو حوصلم سر رفته بود برای همین رفت...

رمان تهیونگ

۲پارتی از لینو درخواستی p1 ویو سوا یه ۲ روزی بود که لینو...

My little fairy پری کوچولوی من پارت ۱ته: امروزم شرکت مثل روز...

پارت۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط