۲پارتی از لینو درخواستی
۲پارتی از لینو درخواستی
p1
ویو سوا
یه ۲ روزی بود که لینو دیر میومد خونه و بیرون غذا میخورد و بهم میگفت که منتظرم نمونه منم برا خودم غذا میپختم و کار های خودم رو انجام میدادم
ویو لینو
یه چند روز بود که واسه کنسرت داشتیم آماده میشدیم و خیلی دیر میرسیدم به خونه و وقتی هم میرسیدم قشنگ معلوم بود که سوا از این کار خوشش نمیاد و ناراحت ه پس خاستم از دلش در بیارم
پس زود تر بچه ها رو پیچوندم و رفتم یه گل رز آبی خریدم
و به سمت خونه حرکت کردم
...بعد ۱۵ مین ... رسیدم خونه و درو باز کردم رفتم داخل..
سوا داخل آشپز خونه بود و داشت غذا درست میکرد
اون اصلا متوجه من نشده بود چون داشت اهنگ گوش میداد گل رو گذاشتم و رفتم سوا رو از پشت بقل کردم...
ویو سوا
داشتم واسه خودم رامیون درست میکردم که گرما نفس یه نفرو پشت گردنم حس کردم برگشتم و دیدم لینو عه
بهش اخم کردم و گفتم مگه تو الان نباید پیش اعضا باشی
اونم با پوزخند لب زد
اومدم چون ..
منو برداشت و گزاشت رو کابینت
و آروم لب زد دلم واسه عشقم تنگ شده بود
منم لب زدم و گفتم مطمئن نی دلت واسه من تنگ شده بود ؟
+ ...
آروم بود و فقط نگام میکرد
شروع به بوسیدنم کرد و آروم مک میزد داشتم نفس کم میوردم که لبش گاز گرفتم و هلش دادم به عقب و گفتم
غذا... غذا الان خمیر میشه
پوزخند زد و رامیون هارو از روی شعله گاز گزاشت کنار اومد و براید استایل بغل م کرد و به سمت طبقه بالا حرکت کرد منم هی تقلا میکردم که از بغلش بیام پایین اما نمی تونستم
به سمت اتاق رفت و درو بست منو انداخت رو تخت و روم خیمه زد و لب زد کلمه ددی رو یادت نره و یهو...
اسمات
کامنت
شرط واسه پارت ۲
۵ تا لایک
مرسی
p1
ویو سوا
یه ۲ روزی بود که لینو دیر میومد خونه و بیرون غذا میخورد و بهم میگفت که منتظرم نمونه منم برا خودم غذا میپختم و کار های خودم رو انجام میدادم
ویو لینو
یه چند روز بود که واسه کنسرت داشتیم آماده میشدیم و خیلی دیر میرسیدم به خونه و وقتی هم میرسیدم قشنگ معلوم بود که سوا از این کار خوشش نمیاد و ناراحت ه پس خاستم از دلش در بیارم
پس زود تر بچه ها رو پیچوندم و رفتم یه گل رز آبی خریدم
و به سمت خونه حرکت کردم
...بعد ۱۵ مین ... رسیدم خونه و درو باز کردم رفتم داخل..
سوا داخل آشپز خونه بود و داشت غذا درست میکرد
اون اصلا متوجه من نشده بود چون داشت اهنگ گوش میداد گل رو گذاشتم و رفتم سوا رو از پشت بقل کردم...
ویو سوا
داشتم واسه خودم رامیون درست میکردم که گرما نفس یه نفرو پشت گردنم حس کردم برگشتم و دیدم لینو عه
بهش اخم کردم و گفتم مگه تو الان نباید پیش اعضا باشی
اونم با پوزخند لب زد
اومدم چون ..
منو برداشت و گزاشت رو کابینت
و آروم لب زد دلم واسه عشقم تنگ شده بود
منم لب زدم و گفتم مطمئن نی دلت واسه من تنگ شده بود ؟
+ ...
آروم بود و فقط نگام میکرد
شروع به بوسیدنم کرد و آروم مک میزد داشتم نفس کم میوردم که لبش گاز گرفتم و هلش دادم به عقب و گفتم
غذا... غذا الان خمیر میشه
پوزخند زد و رامیون هارو از روی شعله گاز گزاشت کنار اومد و براید استایل بغل م کرد و به سمت طبقه بالا حرکت کرد منم هی تقلا میکردم که از بغلش بیام پایین اما نمی تونستم
به سمت اتاق رفت و درو بست منو انداخت رو تخت و روم خیمه زد و لب زد کلمه ددی رو یادت نره و یهو...
اسمات
کامنت
شرط واسه پارت ۲
۵ تا لایک
مرسی
- ۳۸
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط