{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان شاید در زندگی بعدی فصل دوم پارت نمی دونم چند

رمان شاید در زندگی بعدی فصل دوم پارت نمی دونم چند
ویو شینا
صبح بیدار شدم و دیدم گینچی نیست! رفتم پایین تومیوکا سنپای کجایی!
ولی نبود تسوتاکو از اتاق امد بیرون
ت. همممم اوهایو ( صبح بخیر )
ش. گینچی کجاست تسوتاکو ساما؟
ت‌. نمیدونم صبح بیدار شد گفت از مدرسه صداش کردن
یهو صدای در اومد
گینچی بود
شینا پرید تو بغل گینچی کجا بودییییی نگران شدممم
گ. اه ببخشید کوچو ! ولی ی اتفاق خوب افتادههه
ش. چی شده ؟
گ. منم قراره معلم مدرسمون بشم!
ش. چیییییی این خیلی خوبهههه دیگه باهم کار می‌کنیم!
گ: ارههه
ش. معلم چی میشی؟
گ: بزار تعریف کنم از وقتی که فارغ تحصیل شدم مدرسه بهم گفت ی روز برم کارم دارن امروز رفتم بهم گفتن که معلم ورزش بشم! چون ورزشم همیشه بالا ترين نمره بوده
ش: عالیه عزیزم! بهت تبریک میگم!
چن سال بعد ...
روز ولنتاین
توی مدرسه
گینچی: ۲۲ساله
شینا: ۲۶ 🗿اهم ساله
گینچی: هی بدویین! مگه نون نخوردید!
دیگ دیگ ( زنگ تفریح )
دفتر معلما
گینچی: اوففف خسته شدم! با این همه نامه شکلات چی کار کنم بهتره بندازمشون دور !
باید امروز اونو به شینا بدم ...
چی بهم هدیه بدی؟
گینچی پرید بالا
گ: عزیزم! ترسوندیم!
ش. اوه ببخشید
حالا نگفتی
گ. عه هی ....هیچی
ش. عا باشه ولی من باید ی چیزی بهت بدم بیا! این کیکو خودم ساختم برای تو!
گ. وای عزیزم نیاز نبود!
شینا لبخند میزنه و میره (کلاس داشت )
ادامه دارد ...
قراره جالب شه 🗣
دیدگاه ها (۶)

درود فراوانننن بچه ها این سیسیمون رمان میزاره اگر دوست داشتی...

خب خب بچه ها چون منو ۳۰۰ تایی کردید ی روز هرچی بگید رو انجام...

رومان شاید در زندگی بعدی فصل دوم پارت هشتم شینا از خواب پرید...

رمان شاید در زندگی بعدی فصل دوم پارت نمی دونم چند 🗣وقتی گینچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط