{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدا گفت: زمین سرد است

خدا گفت: زمین سرد است
چه کسی میتواند زمین را گرم کند؟
زن گفت: من میتوانم، خدا شعله به او داد
زن شعله را در قلبش گذاشت، قلبش آتش گرفت
خداوند لبخند زد، زن پر از نور شد، زن زیبا شد
خدا گفت: زن شعله را خرج کن
زن عاشق شد، زن مادر شد، زن مهر شد، زن ماه شد....
در تمام این سالها خدا سوختن زن را تماشا کرد
خدا گفت: اگر زن نبود زمین من همیشه سرد بود........
درود و سلام به تمام زنان ایران زمین
دیدگاه ها (۱)

دخملم جیگرم

پروردگارا! با اولین قدم هایم بر جاده های صبح، نامت را عاشقان...

***

رمان انفجار و امید

معامله p7جونگ‌کوک چند ثانیه به تهیونگ نگاه کرد.بعد لبخند کوچ...

بهار بدون تو

فصل دومپارت یازدهم | اعترافی زیر نور ماهصدای موسیقی سالن کم‌...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۲۸

Part.4#مرد_ منموسیقی فضای کمپ رو پر کرده بود، اما برای من، ص...

#SLAVES. PART 1بار تاریک بود. بوی مشروب و عط...

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۲۰: «پای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط