‌
قلبم را در مجری ِ کهنه ئی
پنهان می کنم
در اتاقی که دریچه ئیش
نیست.
از مهتابی
به کوچه تاریک
خم می شوم
وبه جای همه نومیدان
میگریم.

آه
من
حرام شده ام!

با این همه - ای قلب در به در!-
از یاد مبر
که ما
- من وتو -
عشق را رعایت کرده ایم،
از یاد مبر
که ما
- من و تو -
انسان را
رعایت کرده ایم،
خود اگر شاهکار خدابود
یا نبود

#‌احمد_شاملو‌


‌
دیدگاه ها (۱)

با خارها راهش را میبندم: شباهت ضلالت کوماری و بهائیت

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❷صحبت و حرف فقط باد هوا میباشدبغلم کن که غزل هم ...

قلبم را در مِجریِ کهنه‌ییپنهان می‌کنمدر اتاقی که دریچه‌یی‌ش ...

..آنگاه که خوش‌تراش‌ترین تن‌ها را به سکه سیمیتوان خرید،مرا-د...

قلبم رادر مجری کهنه ای پنهان میکنمدر اتاقی که دریچه ییش نیست...

بااین همه از یاد مبر که ما -من وتو -انسان را رعایت کرده ایم ...

با این همه ای قلب در به در !از یاد مبر که ما من وتو -عشق را ...

من آن مفهومِ مجرد را جُسته‌ام ...پای‌درپای آفتابی بی‌مصرفکه ...

.📗 ادامه کتابِ《 راستي دردهایم کو ؟ 》 #قسمت_سیُ_هفتم ی...

ᴘᴀʀᴛ20

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط