سناریو
#سناریو
#عضو نهم
#درخواستی
وقتی عضو نهمی مادر پدرت رو از دست میدی خودتم تو کمایی
چان : چون لیدر گروه بود خیلی فشار های زیادی روش بود و بعد از اینکه فهمید تو رفتی تو کما تا سه ماه افسردگی خیلیییی شدید گرفت
لینو : با کسی دیگه حرف نمیزد و هیچ کس براش مهم نبود هر روز با یه گل جدید میومد دیدنت تا شاید به هوش بیای
چانگبین : همش کنار تختت باحات حرف میزد و دل داریت میداد وقتی هم بهوش اومدی اول از همه پرید بغلت
هیون : وقتی بهوش اومدی برات کلی خوراکی و غذا خرید تا خوب شی
هان : دیگه توی هیچ فعالیت گروهی شرکت نمیکنه تا زمانی که حالت کامل خوب شه و برگردی
فیلیکس : خودشو توی اتاقش زندانی میکنه و تا یه هفته چیزی نمیخوره
سونگمین : وقتی بهت خبر رو دادن دوتایی رفته بودین رستوران و همون جا غش کردی براهمین از همه بیشتر نگرانت بود
جونگین : شبا گریه میکرد و اسمتو همش صدا میزد
iris
#عضو نهم
#درخواستی
وقتی عضو نهمی مادر پدرت رو از دست میدی خودتم تو کمایی
چان : چون لیدر گروه بود خیلی فشار های زیادی روش بود و بعد از اینکه فهمید تو رفتی تو کما تا سه ماه افسردگی خیلیییی شدید گرفت
لینو : با کسی دیگه حرف نمیزد و هیچ کس براش مهم نبود هر روز با یه گل جدید میومد دیدنت تا شاید به هوش بیای
چانگبین : همش کنار تختت باحات حرف میزد و دل داریت میداد وقتی هم بهوش اومدی اول از همه پرید بغلت
هیون : وقتی بهوش اومدی برات کلی خوراکی و غذا خرید تا خوب شی
هان : دیگه توی هیچ فعالیت گروهی شرکت نمیکنه تا زمانی که حالت کامل خوب شه و برگردی
فیلیکس : خودشو توی اتاقش زندانی میکنه و تا یه هفته چیزی نمیخوره
سونگمین : وقتی بهت خبر رو دادن دوتایی رفته بودین رستوران و همون جا غش کردی براهمین از همه بیشتر نگرانت بود
جونگین : شبا گریه میکرد و اسمتو همش صدا میزد
iris
- ۱۲.۲k
- ۰۸ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط