{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من اعتراف ميكنم نتونستم جلو خودمو بگيرم ک عاشقت نشم!

من اعتراف ميكنم نتونستم جلو خودمو بگيرم ک عاشقت نشم!
دیدگاه ها (۰)

تا دوزخ‌ها بشکنندتا سایه‌ها بی‌پایان شوندتا نگاهم رها گردددر...

افسرده، بی روح. چند کالبد خالی در یک قاب.

به ضعف و قوت بازوی عشق حیرانمکه کوه میکند و دل نمی‌تواند کند...

ب همه‌ی ما دو دست برای نگهداشتن، دو پا برای راه رفتن، دو چشم...

اینو از پینترست آوردم

پالتم رسید ...نتونستم چلوی خودمو بگبرم...هاها

تقدیمی-درحدی روانم ریده که نمیتونم بیشتر از اسکچ برم ببخشید💔...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط