{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا دوزخ‌ها بشکنند

تا دوزخ‌ها بشکنند
تا سایه‌ها بی‌پایان شوند
تا نگاهم رها گردد
درهم شکن بی‌جنبشی‌ات را
و از مرزِ هستیِ من بگذر
سیاهِ سردِ بی‌تپشِ گنگ!...

#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۰)

افسرده، بی روح. چند کالبد خالی در یک قاب.

این اواخر،به من فکر میکنیو دلت برایم تنگ میشود!کاش زنده بودم...

من اعتراف ميكنم نتونستم جلو خودمو بگيرم ک عاشقت نشم!

به ضعف و قوت بازوی عشق حیرانمکه کوه میکند و دل نمی‌تواند کند...

پارت ۴: حصارِ امن (یا شاید زندان!)از دید: تهیونگماشین توی مح...

Mafia-Knig پادشاه مافیا

Slave ♡ Season ♡ Part ۲۳۴جیمین با پیاده شدن از ماشین به آرام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط