{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گر چه او هرگز نمی‌گیرد ،

گر چه او هرگز نمی‌گیرد ،
‏ز حال ما خبر ...
‏درد او هر شب ،
‏خبر گیرد زِ سر تا پای ما...!
دیدگاه ها (۹)

قرارمان باشدبرای شب چهارشنبه‌ی آخر سالمن می‌ایستم کنار آتشو ...

بابابزرگ بود و یڪ طاقچه پر از نوار ڪاست از نجواهای آرام قدیم...

همون موقعى كه حالمون خوب بود نبايد ميذاشتيم فردا ميشد، الان ...

ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه، تا دهنشو باز میکرد آب می...

پناه بودن، تو را قشنگ تر میکند چه باشی برای کسی چه باشد کسی ...

_lهر گاه تورا دیدم گفتم « گر زِ چشمانت بگویم شهر بی پایان شو...

ܩا گَر زِ سَرِ بُریدہ ܩـے ترسیدیܩ...🏴در ܩَحفلِ عاشقان نܩـے ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط