{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منم آن در بدر کوچه ی عشقی که هنوز

منم آن در بدر کوچه ی عشقی که هنوز
وسط خاطره ی کوچه ی دل محبوسم

عاشق دلکده ی کوی تو هستم و هنوز
پشت اندیشه ی چشمان دلت محسوسم

شوق دیدار تو دارد دل بی خانه ی من
از سر ذوق به هر گل که رسم می بوسم

از همان لحظه که دیوار دلم ریخت فرو
منم و بانگ مسیحایی این ناقوسم

منم و خلوت کوچه و غروب پاییز
و همان حسرت یک بوسه که من مایوسم

گل گلخانه ی من لب بگشا حرف بزن
رحم کن دارم از این بی خبری می پوسم....
دیدگاه ها (۴)

نه بیمارم نه خوشحالم، نه از حالم خبر دارم گهی با جان گهی...

آغوش من به نام تو باشد...گناه نیستدر اختیار تام تو باشد ...گ...

..

...

منم آن در به در کوچه ی عشقی که هنوزوسط خاطره ی کوچه ی دل محب...

منم آن در به در کوچه ی عشقی که هنوزوسط خاطره ی کوچه ی دل محب...

‌ منم آن در به در کوچه ی عشقی که هنوزوسط خاطره ی کوچه ی دل م...

منم آن در به در کوچه ی عشقی که هنوزوسط خاطره ی کوچه ی دل محب...

منم آن در به در کوچه ی عشقی که هنوزوسط خاطره ی کوچه ی دل محب...

منم آن در به در کوچه ی عشقی که هنوزوسط خاطره ی کوچه ی دل محب...

منم آن در به در کوچه ی عشقی که هنوزوسط خاطره ی کوچه ی دل محب...

منم آن در به در کوچه ی عشقی که هنوزوسط خاطره ی کوچه ی دل محب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط