{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐒𝐖𝐄𝐄𝐓 𝐌𝐎𝐑𝐍𝐈𝐍𝐆

𝐒𝐖𝐄𝐄𝐓 𝐌𝐎𝐑𝐍𝐈𝐍𝐆

𝑶𝑵𝑬_𝑺𝑯𝑨𝑻

صبح ، آفتاب از بین پرده های نازک آشپزخونه رد میشد و روی میز چوبی می‌افتاد .

بوی نون تازه و قهوه فضای خونه رو پر کرده بود .

سولا با موهای به هم ریخته و لباس خواب چروک پشت میز نشسته بود و با بی حوصلگی لقمه‌ی کره و مربا رو آماده می‌کرد.

جیمین با یه لیوان قهوه جلوش نشست و نگاهش رو سمت همسرش چرخوند .

سولا خواست لقمه رو توی دهنش بزاره اما قطره ای قرمز و غلیظ از روی کره لیز خورد و درست افتاد روی ترقوه ی لختش .

دقیقا همون جایی که که یقه ی لباس خوابش کنار رفته بود .

ابرو های دختر در هم کشیده شد .

"وای"

نگاهش رو به قطر چسبناک روی پوستش دوخت .

"میشه بهم دستمال بدی؟"

جیمین اما ، تکون نخورد .

فنجون قهوه اش رو کنار گذاشت .

نگاهش روی قطره ی مربای پایین گردن سولا کشیده شد .

روی ترقوه‌ش که زیر آفتاب صبح برق وسوسه انگیزی داشت .

آروم از روی صندلی بلند شد .

دور میز چرخید و کنار دختر ایستاد .

دستش رو روی پشت صندلی گذاشت و کمی خم شد .

سولا از حس نفس های گرم جیمین روی گردنش لرزید .

پسر نزدیک تر شد .

لب هاش آروم روی ترقوه ی بر جسته ی دختر نشست .

قطره‌ی مربا رو با نوک زبونش لمس کرد .

همزمان طعم شیرین مربا و طعم نمکی پوست سولا رو روی زبونش حس کرد .

مکید و نفسش رو بالا کشید .

دختر چشماش رو بست .

نفسش لرزید .

"جیمین"

اسمش رو مثل زمزمه ای ناتمام صدا کرد .

جیمین بالا اومد و لبخند شیطونی زد .

"چیه ؟ خب نمیخواستم هدر بره ..."

سولا خندید .

"تو.... دیوونه‌ای"

پسر شونه بالا انداخت و سمت صندلیش برگشت .

جرعه ای از قهوه‌اش نوشید و به دختر نگاه کرد .

"نون سرد شد ولی من که سیر شدم ."

گونه های سولا رنگ گرفت .

دستمالی برداشت و به طور نمایشی روی ترقوه‌ش کشید .

در حالی چیزی باقی نمونده بود .

فقط گرمای لب های جیمین .

و اینطور بود که صبح نسبتا عادیشون شروع شد .
دیدگاه ها (۶)

𝐓𝐖𝐎 𝐂𝐎𝐑𝐖𝐍𝐒𝘐𝘯𝘵𝘳𝘰𝘥𝘶𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯_________________________کیم دو_وونلقب...

𝙱𝙸𝚁𝚃𝙷 𝙾𝙵 𝙰 𝚂𝚃𝙰𝚁هیچ وقت فکر نمی‌کرد که شب تولدش اینجا بشینه ک...

دخترام بخونین مهمه!این برای فیک هام هست نه صرفا یه پرسش شغل ...

لیست شخصیت ها: •mia•kim Taehyung•park Jimin•kalleria•jeon Ju...

پارت ۵لبخندی زدم میز صبحانه نشستم نون تست رو برداشتم و کمی ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط