"هیچ" همان سکوتی ست که سرشار از ناگفته هاست ...
"هیچ" همان سکوتی ست که سرشار از ناگفته هاست ...
" هیچ" همان رازِ مگویِ عاشق است به معشوق .
همان بخشی از عشق که هرچقدر هم تلاش کنی تعریفی برایش نداری جز سکوت.
"هیچ" حقیقتی ست سرشار از وجود خالقی که اگر او نبود هیچ چیزِ این دنیا نبود،
" هیچ" به معنای نیستی و پوچی نیست، بلکه نمادی ست از عطش و تمنای نفس برای شناخت بیشتر خویش،
" هیچ" راهی ست برای خالی شدن از من ها و غرور،
" هیچ" دری است که اگر گشاده شود، انسان سرشار از حس خوب خلاء و سبکی می شود، به دور از همه ی بندها و تعلق ها.
چون که از هیچ آمدی پس هیچ باش
هیچ رازیست که شمس تبریز به
مولانا گفت و جان اورا از حقیقت
گداخت,,,هیچ,,, همان عشقی است
که مولانا سلطانش شد تا قرن ها دل
عاشقان را به لرزه درآورد و از دلی
به دلی دیگر سفر کند تا این رسالت
عظیم برای اهل دل باقی باشد....
" هیچ" همان رازِ مگویِ عاشق است به معشوق .
همان بخشی از عشق که هرچقدر هم تلاش کنی تعریفی برایش نداری جز سکوت.
"هیچ" حقیقتی ست سرشار از وجود خالقی که اگر او نبود هیچ چیزِ این دنیا نبود،
" هیچ" به معنای نیستی و پوچی نیست، بلکه نمادی ست از عطش و تمنای نفس برای شناخت بیشتر خویش،
" هیچ" راهی ست برای خالی شدن از من ها و غرور،
" هیچ" دری است که اگر گشاده شود، انسان سرشار از حس خوب خلاء و سبکی می شود، به دور از همه ی بندها و تعلق ها.
چون که از هیچ آمدی پس هیچ باش
هیچ رازیست که شمس تبریز به
مولانا گفت و جان اورا از حقیقت
گداخت,,,هیچ,,, همان عشقی است
که مولانا سلطانش شد تا قرن ها دل
عاشقان را به لرزه درآورد و از دلی
به دلی دیگر سفر کند تا این رسالت
عظیم برای اهل دل باقی باشد....
- ۱.۸k
- ۲۱ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط