"هیچ" همان سکوتی ست که سرشار از ناگفته هاست ...
"هیچ" همان سکوتی ست که سرشار از ناگفته هاست ...
" هیچ" همان رازِ مگویِ عاشق است به معشوق .
همان بخشی از عشق که هرچقدر هم تلاش کنی تعریفی برایش نداری جز سکوت.
"هیچ" حقیقتی ست سرشار از وجود خالقی که اگر او نبود هیچ چیزِ این دنیا نبود،
" هیچ" به معنای نیستی و پوچی نیست، بلکه نمادی ست از عطش و تمنای نفس برای شناخت بیشتر خویش،
" هیچ" راهی ست برای خالی شدن از من ها و غرور،
" هیچ" دری است که اگر گشاده شود، انسان سرشار از حس خوب خلاء و سبکی می شود، به دور از همه ی بندها و تعلق ها.
هیچ همان راز هستی آدمی است
آفریده شدن از یک ذره و نهایتا
مرگ و یادآوری این که چیزی
جز عشق باقیدنمی ماند
""هیچ همان عشقی ست که مولانا
سلطانش شد""
" هیچ" همان رازِ مگویِ عاشق است به معشوق .
همان بخشی از عشق که هرچقدر هم تلاش کنی تعریفی برایش نداری جز سکوت.
"هیچ" حقیقتی ست سرشار از وجود خالقی که اگر او نبود هیچ چیزِ این دنیا نبود،
" هیچ" به معنای نیستی و پوچی نیست، بلکه نمادی ست از عطش و تمنای نفس برای شناخت بیشتر خویش،
" هیچ" راهی ست برای خالی شدن از من ها و غرور،
" هیچ" دری است که اگر گشاده شود، انسان سرشار از حس خوب خلاء و سبکی می شود، به دور از همه ی بندها و تعلق ها.
هیچ همان راز هستی آدمی است
آفریده شدن از یک ذره و نهایتا
مرگ و یادآوری این که چیزی
جز عشق باقیدنمی ماند
""هیچ همان عشقی ست که مولانا
سلطانش شد""
- ۱.۷k
- ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط