{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"هیچ" همان سکوتی ست که سرشار از ناگفته هاست ...

"هیچ" همان سکوتی ست که سرشار از ناگفته هاست ...
" هیچ" همان رازِ مگویِ عاشق است به معشوق .
همان بخشی از عشق که هرچقدر هم تلاش کنی تعریفی برایش نداری جز سکوت.
"هیچ" حقیقتی ست سرشار از وجود خالقی که اگر او نبود هیچ چیزِ این دنیا نبود،
" هیچ" به معنای نیستی و پوچی نیست، بلکه نمادی ست از عطش و تمنای نفس برای شناخت بیشتر خویش،
" هیچ" راهی ست برای خالی شدن از من ها و غرور،
" هیچ" دری است که اگر گشاده شود، انسان سرشار از حس خوب خلاء و سبکی می شود، به دور از همه ی بندها و تعلق ها.
هیچ همان راز هستی آدمی است
آفریده شدن از یک ذره و نهایتا
مرگ و یادآوری این که چیزی
جز عشق باقیدنمی ماند
""هیچ همان عشقی ست که مولانا
سلطانش شد""
دیدگاه ها (۱)

کاش می شد خاطره ها را مثل پنبه زد،کاش اصلا یک آدم هایی بودن ...

انسان بی شباهت به «آب» نیست..اگربخواهد زنده باشد و زندگی ببخ...

در بعضی طوفانهای زندگی، کم کم یاد میگیری که نباید توقعی داشت...

خداوندا روزت مبارک...روز عشق را فقط به تو می توان تبریک گفت....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط