دارم از نگاه گرمت ميرسم به اوج باور
دارم از نگاه گرمت ميرسم به اوج باور
باورم کن که تويي تو تو همون فرصت آخر
دستاي سرد غروب و باز رو شونه هام مي بينم
واسه طلوع خورشيد باز به انتظار مي شينم
اما از اول قصه آخرش رو ميشه فهميد
تو بايد باشي که بازم بشه عاشقونه خنديد
M.M
باورم کن که تويي تو تو همون فرصت آخر
دستاي سرد غروب و باز رو شونه هام مي بينم
واسه طلوع خورشيد باز به انتظار مي شينم
اما از اول قصه آخرش رو ميشه فهميد
تو بايد باشي که بازم بشه عاشقونه خنديد
M.M
- ۶۸۴
- ۲۳ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط