{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میگویند شاد بنویس،

میگویند شاد بنویس،
نوشته هایت درد دارند!
و من یاد مردی می افتم،
که با کمانچه اش
گوشه ی خیابان شاد میزد
اما با چشمهای خیس...
دیدگاه ها (۱۱)

فاصلـتونـو با آدمــا رعـــايت كنيــنآدمـا يهـو محكـم ميـزنـن...

کودکیم را در کشتی کاغذی به ناخدایی سپردم که هیچگاه به دریا ن...

ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﺗﻮﻣﺤﮑﻮﻣﻢ ﺑﻪ ﺣﺒﺲ ﺍﺑﺪ!!ﺑﻪ ﯾﮑﺒﺎﺭﻩ ﺟﺎ ﺧﻮﺭﺩﻡ......

کل دنیا هم بگویند دوستم دارند...فایده ندارد!اما ...دوستت دار...

دلم می‌خواهد در گوشه‌ی دنج يك كافه ، باتوِ ساده گم شوم.زمين ...

💙چقدر هوسِ پاییز کرده‌ام!چقدر دلم خیابان‌های نارنجی می‌خواهد...

یاد نوشته‌ی طنزی افتادم که می‌گه خونه‌ی پدری هر کاری کردیم گ...

معاملهp2سه روز بعد، کاروان خاندان کیم مقابل عمارت جئون توقف ...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

،،خیـلی‌سعـی‌کـردن‌تـو‌ایـن۳۸ سـال‌منـوتـربیـت‌کنـن‌کـه‌نخـن...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

#رشد #آگاهی #آگاهی_بخشی #زیبا #خاص #حرف_دل #انگیزشی#سخن #سخن...

یاد گمشده یی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط