{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اههههباز روز از نو و روزی از نو

اهههه.....باز روز از نو و روزی از نو.
بازم با اون بانداژ حروم کن باید برم ماموریت.
ولی خب باید اعتراف کنم که ازش خوشم میاد ولی خب فکر نمیکنم که این مورد در مورد اون صدق کنه و از من خوشش بیاد برای همین طوری رفتار میکنم که انگار ازش متنفرم.
+هی
-....
بازم....
+هیی
-....
+ هی صدات کردم
-....
+فریاد* در حال حاظر کمترین کاری که میتونی بکنی اینه که بهم بگی کجا میریم
-بیخیال* اهههه، هوا خیلی خوبهههه. انقد خوبه که میتونم صدای یه فرشته کوچیک رو بشنوم.
اوه پس اون تویی. انقد کوچیکی که ندیدمت.
+ باید بخاطر این کار بکشمت دیوونه؟
- ببخشید ولی میشه از من دور بشی الان درگیر تنفس هستم.
+ می‌کشمت.
فقط بهم بگو کجا داریم میریم؟
- باشه ولی بعدش ازم فاصله بگیر چون نمیخوام مردم فکر کنن که ما باهمیم؟
+ ها! منم همینطور.
- خیلی خوبه که با هم تفاهم داریم...
انداختن دست دور کمر چویا و پشت سرش و چسباندن به خود*
و این چیزهاست که باعث میشه ازت خوشم بیاد...تولدت مبارک چیبی عاشقتم
+ چ...چی؟
به اطراف نگاه میکنم که میبینم دازای یه جای خوشگل برای تولدم آماده کرده و همه اونجان.
همه: تولدت مبارک.
تک تک کسایی که تو مافیا و آژانس و البته همه‌ی فن گرلام و .... همشون اینجان.
+ دازای.....این....
- دوست دارم چیبی تولدت مبارک
+ م...منم دوست دارم
+- همو بوسیدن*
همه: دست زدن*
______________________________
امیدوارم خوشتون بیاد ✨♥️ ✨ ♥️
لایک و فالو فراموش نشه 🎀✨🎀✨
دیدگاه ها (۲)

برگردم؟.... یا زوده؟.... شایدم دیره؟....

پارت 81

دازای رو کشیدم....بعد اگه اشتباه نکنم امروز یا فردا تولد چوی...

ببخشید اگه بد شد خیلی عجله ای ادیت زدم 😅💔لایک و فالو فراموش ...

خنک#برچسب_دوست_صمیمیپارت۴ویو چوکی: باز گند زدم دازای رفته و ...

سناریو درخواستی ______________________ویو چویایه روز از خواب...

عضو جدید اژانس یک گربه ای؟! ( پارت ۶ )نائومی: چطوره اسم شو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط