{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندپارتی

#چندپارتی
#هان
#استری_کیدز
{Mafia in my home}
part¹¹
.
.
.
.
.
ویو ا.ت
هان، اسمش اینه.
+چه اسم قشنگی!
لبخندی میزنه.
_ممنون.
از اونجایی که خیلی خوابم میاد بحث رو عوض کردم.
+خب پس، تو برو توی اتاق پیش خواهر بخواب.
_باشه...
پسره یا بهتره بگم همون هان بلند شد و به سمت یه نا رفت.
از کلافگی زیاد روی همون کاناپه خوابم میبره.

ویو هان
پلک هام رو از هم باز میکنم و سعی میکنم به روشنایی عادت کنم. با جسم یه نا که توی بغلم خوابیده روبه رو شدم.
خیلی آروم اون رو از توی بغلم بیرون آوردم از اتاق رفتم بیرون و با ا.ت که به طرز کیوتی خوابش برده بود مواجه شدم.
از سرما توی خودش جمع شده بود. رفتم توی اتاق و یک پتو برداشتم. خیلی آروم پتو رو روش کشیدم و کنارش روش کاناپه نشستم.
تارهایی از موهاش که روی صورتش پخش شده بود رو پشت گوشش زدم.
لعنت! هان جیسونگ داری‌ چیکار میکنی؟
وقتی به صورتش نگاه میکنم آرامش خاصی کل وجودم رو فرا میگیره.
نکنه...امکان نداره... هان جیسنگ بهترین فرد باند مافیای رد فلگ و رئیس جدید باند...امکان نداره عاشق یک دختر که هیچ ارزشی برای کسی‌ نداره بشه.
با انگشت شستم صورتش رو نوازش میکنم و لبخندی میزنم. از جام بلند شدم و لباسام رو پوشیدم. کارت و گوشیم رو برداشتم از خونه زدم بیرون.
یک تاکسی گرفتم و به سمت انباری رفتم که همه اعضای باند رد فلگ اونجان.

ویو ا.ت
با صدای آلارم گوشیم از خواب بلند شدم. گوشی رو از روی میز جلوم برداشتم و آلارم رو قطع کردم و پرتش کردم اونور کاناپه. چشمام رو با دستام مالوندم.
پتو رو از روم کنار کشیدم...ولی...من دیشب یادم نمیاد پتو روی خودم انداخته باشم...بیخیال مهم نیست.
به سمت اتاقم رفتم.
یه نا روی تخت خواب بودی ولی اثری از هان نبود.
حتما جایی کار داشته.

ادامه دارد...
بچه ها بخاطر کم بودن پارت ببخشید...سرم خیلی شدید درد میکنه بخاطر اینکه امروز ۲ تا امتحان داشتم و تا خود ۳ صبح داشتم درس میخوندم...بازم معذرت میخوام😔
دیدگاه ها (۲۹)

#چندپارتی #هان#استری_کیدز {Mafia in my home}part¹².....ویو ا...

ناناصا امروز سرم خیلییی شلوغه و فکر نکنن بتونم پارت جدید رو ...

معرفی فیکشن جدیدم(درخواستی)دستای کوشولوشششششوو😭😭🎀شخصیت های ا...

#چندپارتی#هان#استری_کیدز{Mafia in my home}part¹⁰.....ویو هان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط