🌸💚#سرمست‌از‌عطرِ‌بهار💚🌸

🌸💚#سرمست‌از‌عطرِ‌بهار💚🌸





مثل #اشکی که آدم پشتِ سرِ عزیزِ از‌دست‌رفته‌اش می‌ریزد،
با دردِ زیادی از #چشم‌هایم افتاد.
و حالا دارم به روزهایی فکر می‌کنم که #دلخوشی داشتم.
من خانه‌ای بودم که درِ #حیاطش همیشه برای بچه‌ها باز بود...✍️📸
.
#علی‌کشاورز




#عشقولوژی


#نگاشــــــته‌شده‌در: ۱۴۰۴/۰۲/۲۶

۲۰:۴۴⏰️


💌👒 ⌈ #مستاجرِخدا⌋
دیدگاه ها (۰)

رها🦋 مدتی ست در ساده ترین لحظه ها کم می آورممیان تا کردن لبا...

دیگه زندگی واسم فرقی نداره… چه خوب بگذره، چه بد؛ انگار یه چی...

چند پارتی بازی ممنوع

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

(آهنگ فراموش شده‌ی ما)پارت ۵**ویو آت**مرکز خرید مثل همیشه شل...

بزرگسالی این شکلیه که شاید غمگین نباشی ولی دیگه خیلی‌ام خوشح...

کپشن مهمه🎀💅🏿عروسک من😈🔞پارت دهم پیرمرده نگاه اخری به من و رفت...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

پارت ۵۴

(آهنگ فراموش شده‌ی ما)پارت ۷**ویو آت**شنبه رسید. روزی که از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط