سرمستازعطربهار

🌸💚#سرمست‌از‌عطرِ‌بهار💚🌸





مثل #اشکی که آدم پشتِ سرِ عزیزِ از‌دست‌رفته‌اش می‌ریزد،
با دردِ زیادی از #چشم‌هایم افتاد.
و حالا دارم به روزهایی فکر می‌کنم که #دلخوشی داشتم.
من خانه‌ای بودم که درِ #حیاطش همیشه برای بچه‌ها باز بود...✍️📸
.
#علی‌کشاورز




#عشقولوژی


#نگاشــــــته‌شده‌در: ۱۴۰۴/۰۲/۲۶

۲۰:۴۴⏰️


💌👒 ⌈ #مستاجرِخدا
دیدگاه ها (۰)

🌸💚#سرمست‌از‌عطرِ‌بهار💚🌸.. #دُچارم به تـو…… و #ن...

🌸💚#سرمست‌از‌عطرِ‌بهار💚🌸صدای #خنده هاے تو مثل افتادن تڪه هاے ...

🌸💚#سرمست‌از‌عطرِ‌بهار💚🌸.#قرارمان این بود:تو #لیلا شوی، من #م...

🌸💚#سرمست‌از‌عطرِ‌بهار💚🌸#روزتون‌مبارک‌بامعرفتا...🤌❤️ #فرخنده ...

عشق در مشروب🍷

پارت ۲ عشق دیوانه

داستان اول «قامت پدر»محله پشت برج، توی باغ مشغول بازی بودم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط