{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه صیامی؟! – که ندارم سحری، زان که مدام

چه صیامی؟! – که ندارم سحری، زان که مدام
شب ظلمانی گیسوی تو را می بینم! –
چه هلالی؟! – که به هر سو که نگاهی بکنم،
جلوه ی نازک ابروی تو را می بینم! –
چه نمازی؟! – که سر از سجده اگر بردارم
جای محراب فقط روی تو را می بینم! –
چه قیامی؟! – که به «قد قامت…» اگر گوش دهم
پیش رو قامت دلجوی تو را می بینم! –
هرکجا جمع پریشان دل مشتاقی هست؛
عشقبازان سر کوی تو را می بینم
اصغر عظیمی مهر
#شعر
#عشقولانه #تکست_خاص #تکست_ناب #عکس_پروفایل
دیدگاه ها (۹)

پیک اول خم گیسوی تو را میگیرمدر نظر گوشه ی ابروی تو را می گی...

بی‌سروسامان توام یا حسین!دست به دامان توام یا حسین!جان علی س...

تا کی بدرت آیم و دیدار نبینم؟

همه شب راه دلم بر خم گیسوی تو بودآه از این راه که باریک تر ا...

بد نیست در مقام مقایسه شعری از دکتر محمدحسین قائمی بیاوریم ک...

...کاش می‌شد که شـبی غرق نگاهت بشومزورقی گـم شده در چشـم سیا...

دیگه هیچی بدون شما معنا نداره فدای خندهاتون بشمچه دل پر دردی...

پهلوونای دو عالم اسیر یه پهلوونه همه سائلا اسیر یه کریم مهرب...

بنام خداتک بیتی های عاشقانه--؛--شاعر: مسعودمهربان--؛--قاصدک ...

یار اغیار دل‌آزار نمی‌باید بودتشنهٔ خون من زار نمی‌باید بودت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط