از شراب نیمه شب سر مست سر مستم هنوز
از شراب نیمه شب سر مست سر مستم هنوز
تاری از زلف سیاهش مانده در دستم هنوز *
من خراباتی و رندم عاشقی دیوانه ام
از می جام وجودش هم چنان مستم هنوز *
دیده ام رویایی رویش را شبی در شهر خواب
مست یاد روی ماهش بوده و هستم هنوز *
از می جام نگاهش سر خوشی ها می کنم
چون به غیر از با خیال او نپیوستم هنوز *
عشق جان افروز او دین ودلم بر باد داد
در میان کفر و ایمان هر دو پا بستم هنوز *
ناله بر لب گفت " مهری " با خدای مهربان
عهد با او بستم و این عهد نشکستم هنوز ...
.
تاری از زلف سیاهش مانده در دستم هنوز *
من خراباتی و رندم عاشقی دیوانه ام
از می جام وجودش هم چنان مستم هنوز *
دیده ام رویایی رویش را شبی در شهر خواب
مست یاد روی ماهش بوده و هستم هنوز *
از می جام نگاهش سر خوشی ها می کنم
چون به غیر از با خیال او نپیوستم هنوز *
عشق جان افروز او دین ودلم بر باد داد
در میان کفر و ایمان هر دو پا بستم هنوز *
ناله بر لب گفت " مهری " با خدای مهربان
عهد با او بستم و این عهد نشکستم هنوز ...
.
- ۵.۶k
- ۰۸ اسفند ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط