{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ نوشتم بی" تـو" غمگینم ،

‌ نوشتم بی" تـو" غمگینم ،
........ نوشتم بی" تـو" افسرده ،
مرا با این صفت ها هم ،
........ تجسم کردی و رفتی .

نوشتم بعد" تـو" شبها ،
دل من ماندِه و غمها ،

"تـو" با غمهای این شبها ،
....... تفاهم کردی و رفتی .

شنیدی عشق در قلبم ،
عمیق و بی نهایت بود ،

گمانم بر دل کوچک ،
....... ترحم کردی و رفتی .

نوشتم بین صد واژه ،
مرا پیدا کن و برگرد ...
میان شعرها اما ،
.... مرا گم کردی و رفتی ....
دیدگاه ها (۱)

.

.

نازنینم دستهایت گرمی دستان کیست؟نوشداروی لبانت مرهم و درمان ...

دوست داشتن تونه عادته نه دست خودمهدوست داشتن تومثل نفس کشیدن...

خودِ ‌ها دیگر تصویرِ آشنایی از من ندارند؛ انگار غباری از سال...

حاج‌قاسم گفت: «باور می‌کنی اجازه نمی‌دهد؟» یادداشتی از وحید ...

حاج‌قاسم گفت: «باور می‌کنی اجازه نمی‌دهد؟» یادداشتی از وحید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط